خريد بک لينک
خريد سکه ساکر
home theater in Los Angeles
فلنج
Barabas Ropa de hombre
نوین تحقیق
تاريخ : 2 آبان 1395 | <-PostTime-> | نویسنده : مینا | بازدید : <-PostHit->
مبانی نظری پایان نامه بخشش و انتقام

مبانی نظری پایان نامه بخشش و انتقام

دانلود مبانی نظری پایان نامه بخشش و انتقام

مبانی نظری پایان نامه بخشش و انتقام
دسته بندی مبانی و پیشینه نظری
فرمت فایل doc
حجم فایل 46 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 44

مبانی نظری پایان نامه بخشش و انتقام ( فصل دوم پایان نامه )

در  44 صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت doc

توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)

همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه

توضیحات نظری کامل در مورد متغیر

پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه

رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب

منبع :    انگلیسی وفارسی دارد (به شیوه APA)

نوع فایل:     WORD و قابل ویرایش با فرمت doc

 

قسمتی از متن مبانی نظری و پیشینه

چارچوب نظری پایان نامه روانشناسی با موضوع بخشش و انتقام

  2-1-1.       تعریف بخشش

 

از بخشش تعاریف گوناگونی به عمل آمده است‌ که‌ بـرخی‌ از آنـها بیش‌تر به جنبه‌های‌ بیرونی و محیطی‌ و برخی به عوامل درونی و روانی افراد بیش‌تر تأکید کرده است.در این‌جا به عنوان نمونه، به‌ دو تعریف از این تعاریف‌ اشاره‌ می‌کنیم که‌ عبارت‌اند: الف) تعریف نورث

 

 

 

[1] (1987) و تعریف ان رایت[2]  و همکاران  (1991).

 

نورث، تعریف بسیار‌ جالبی از بخشش بـین فـردی عـرضه کرده است. براساس تعریف او: بخشش عـبارت اسـت‌ از‌ تـغییر اردای(همراه با خواست) و آگاهانه و آزادانه قلبی، و نتیجه‌ موفقیت‌آمیز کوشش‌ فعالی‌ برای جایگزینی افکار بد با‌ اندیشه‌های‌ خوب، تندی و عصبانیت با احساس ترحم و شفقت. بخشودن عـبارت اسـت از غـلبه بر احساسات‌ منفی(از‌ قبیل: عصبانیت، تنفر، کینه، انتقام‌جویی) و جایگزین‌کردن آن‌ها با احـساسات‌ مـثبت(از‌ قبیل: شفقت، ترحم، خیرخواهی، عشق، علاقه)، ولی‌ این فرآیند زمانی‌ بخشش‌ نامیده می‌شود و دارای‌ ارزش‌ اخلاقی‌ است، که درست و برای دلایل درستی صورت گرفته باشد. اگر قرار بـود کـه انـسان قرصی‌ را مصرف‌ کند که عصبانیت و کینه‌توزی او‌ را‌ به افکار‌ مثبت‌ و انـسان دوستانه تبدیل کند، این‌ امر، موردی از بخشش به حساب نمی‌آمد و ارزش اخلاقی بخشش را‌ نداشت(نورث، 1987).

 

«نورث» در این تعریف، ابتدا به عاطفی عفو و گـذشت‌ کـه‌ در‌ آرامـش‌ روانی و کاهش‌ اضطراب‌ و کینه‌توزی مؤثر است تأکید نموده است، و سپس تلویحا بـرای فـرآیند عفو و گذشت‌ اهمیت قایل شده است‌ که‌ فرآیندی‌ منحصر به فرد است و تنها نتیجه‌ را‌ در‌ نظر‌ نگرفته‌ اسـت؛ یعنی، در‌ حـقیقت، عفو و گـذشت محصول مجموعه‌ای از تغییرات اساسی، در بینش نسبت به‌ افرادی است که ما را ناراحت کرده‌اند(نورث، 1987).

 

«ان رایت» و هـمکارانش(1991) پس از تـعریف «نورث»(1987)، بخشش را این‌گونه‌ تعریف نکرده‌اند: تمایل به صرف نظر کردن از حق‌ خویش‌ برای بروز خشم و کینه، قضاوت‌ منفی و رفتارهای بـی‌توجهانه، نسبت بـه فردی که غیر منصفانه موجب رنجش فرد شده است؛ هم‌چنین پرورش رفتارهایی از قبیل: ترحم و شفقت، انسانیت‌ و حـتی عـشق و عـلاقه‌ نسبت‌ به فرد خاطری، هرچند که لیاقت دریافت این رفتارها و منش‌های انسانی را نداشته باشد. بعد از این‌ تعریف، «ان رایت» و هـمکاران تـأکید می‌کنند که باید برای فهم این‌ تعریف‌ به نکات زیر توجه‌ داشت:

 

فردی کـه بـه او صـدمه وارد شده است، از درد عمیقی که می‌کشد و بی‌عدالتی‌ای که در حق‌ او شده است، از فرد دیگر رنج می‌برد؛

فرد رنجیده، با اراده خـویش تـصمیم بـه عفو و گذشت‌ می‌گیرد. بخشودن، امری‌ ارادی و اختیاری است که به صورت آگاهانه و آزادانه و با خـواست خـود فرد صورت می‌گیرد و نمی‌توان آن را به عنوان تکلیف بر فرد تحمیل کرد؛

موضع‌گیری جدید نسبت به فرد‌ خلاف‌کار، در‌ برگیرنده احـساسات‌ جـدید (غلبه بر خشم و غضب و جایگزینی آن با رحم و شفقت)، شناخت و نگرش جدید نسبت به فـرد‌ خـلاف‌کار (او را انسانی مثل انسان‌های دیگر دانستن، به جای شـرور و بـدجنس قـلمداد‌ کردن‌ او) و‌ تغییر رفتار نسبت به فرد خاطی(غلبه بـر بـی‌توجهی، کینه‌جویی، انتقام‌کشی و جانشین‌کردن آن با خیرخواهی) می‌باشد؛

فرد رنجیده می‌تواند بدون هیچ قید و ‌‌شرطی، طرف‌ دیگر را ببخشد؛ زیرا بخشودن عملی‌ ارادی است و هـیچ وقـت مشروط به تغییر نگرش‌ فـرد‌ خـاطی‌ نسبت بـه فـرد رنـجیده، و نیز عذرخواهی طرف مقابل نیست(انرایت، 1991).

 

[1] ‌North

 

[2] Enright

 

دانلود مبانی نظری پایان نامه بخشش و انتقام






ادامه ي مطلب

امتیاز :


طبقه بندی: ،
دانلود مبانی نظری پایان نامه بخشش و انتقام,

مبانی نظری و پیشینه پژوهش با موضوع راهبردهای مقابله ای ( فصل دوم پایان نامه )

مبانی نظری و پیشینه پژوهش با موضوع راهبردهای مقابله ای ( فصل دوم پایان نامه )

دانلود مبانی نظری و پیشینه پژوهش با موضوع راهبردهای مقابله ای ( فصل دوم پایان نامه )

مبانی نظری و پیشینه پژوهش با موضوع راهبردهای مقابله ای ( فصل دوم پایان نامه ) مبانی نظری پژوهش با موضوع راهبردهای مقابله ای  پیشینه پژوهش با موضوع راهبردهای مقابله ای  فصل دوم پایان نامه با موضوع راهبردهای مقابله ای
دسته بندی مبانی و پیشینه نظری
فرمت فایل doc
حجم فایل 43 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 37

مبانی نظری و پیشینه پژوهش با موضوع راهبردهای مقابله ای ( فصل دوم پایان نامه )

در 37 صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت doc

توضیحات: فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)

همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه

توضیحات نظری کامل در مورد متغیر

پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه

رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب

منبع :    انگلیسی وفارسی دارد (به شیوه APA)

نوع فایل:     WORD و قابل ویرایش با فرمت doc

 

قسمتی از متن مبانی نظری و پیشینه

چارچوب نظری پایان نامه روانشناسی با موضوع راهبردهای مقابله ای:

 

پایان نامه روانشناسی با موضوع راهبردهای مقابله ای

2-1.      مقابله عمومی

2-3-1.   مقابله

لازاروس  و فولکمن  (1986) مقابله را چنین تعریف کرده‌اند:

«تلاش‌های رفتاری و شناختی که به طور مداوم در حال تغییرند تا از عهده خواسته‌های خاص بیرونی یا درونی شخص که ورای منابع و توان وی ارزیابی می‌شوند بر آیند» بر اساس این تعریف، 1. مقابله فرایندی است که دائماً در حال تغییر است؛ 2. مقابله به طور خود کار انجام نمی‌شود، بلکه الگوی آموخته شده‌ای است برای پاسخگویی به موقعیت‌های تنش زا؛ و 3. مقابله نیازمند تلاش فرد برای مواجهه با استرس است.

در تعریف دیگری که لازاروس (1982) از مقابله ارائه می‌دهد، آن را تلاش‌هایی معرفی می‌کند که برای مهار (شامل تسلط، تحمل، کاهش دادن یا به حداقل رساندن) تعارض‌ها و خواسته‌های درونی و محیطی که فراتر از منابع شخص اند، صورت می‌پذیرد. بنا بر این تعریف مقابله شامل سازش یافتگی با موارد معمولی و مادی نمی‌شود، در عین حال علاوه بر آنکه اشاره به بعد کنشی و حل مسئله مقابله دارد، تنظیم پاسخ‌های هیجانی را نیز مد نظر قرار داده است.

2-3-2.   راهبردهای مقابله‌ای

یکی از مواردی که در تعیین سلامت یا بیماری انسان، مهم‌ترین نقش و جایگاه را دارد، استرس است که با زندگی بشر امروز عجین شده است. پژوهشگران مختلف به شناسایی و معرفی منابع متعدد استرس اقدام کرده‌اند. عوامل تنش زا می‌توانند بیرونی یا درونی باشند. ویژگی‌های مشاغل موجود در جوامع پیچیده، گسترش نقش‌های متعدد و چندگانه اجتماعی از ویژگی‌های اختصاصی زندگی صنعتی است که همه ما را به نوعی تحت سیطره خود قرار داده و بالقوه سلامت و حتی بقای نوع بشر را زیر سوال برده است. اما آنچه در این بین می‌تواند مایه خوش بینی و امیدواری باشد، «شیوه‌های مقابله با استرس» است که به عنوان متغیری میانجی می‌تواند پیامدهای استرس را تحت تأثیر قرار دهد. با توجه به مفهوم مقابله در فرهنگ لغات علم روانشناسی، دیگر تغییرات و رویدادهای زندگی به خودی خود پیش بینی کننده احتمال بیماری‌ها نخواهد بود و در این زمینه فقط به عنوان شرط لازم عمل خواهند کرد، زیرا در کنار تمام منابع و عوامل تنش زا، سطحی از استرس که هر شخص تجربه می‌کند، به میزان زیادی توانایی مقابله، نحوه ادراک و قضاوت وی به این عوامل بستگی دارد (خدایاری فرد و پرند، 1390).

روش‌های بسیاری برای مقابله با استرس وجود دارد. بسیاری از این روش‌ها ماهیت روان‌شناختی دارند. افراد متفاوت با توجه به ویژگی‌های شخصیتی خود، هر یک روشی را برای مقابله با استرس بر می گزینند. برخی سعی می‌کنند به مشکلات زندگی با دید مثبت بنگرند، بعضی به دنبال حمایت‌های اجتماعی می‌گردند و عده‌ای دیگر از آن می‌گریزند. به کار گیری راهبرهای مقابله‌ای مناسب به مردم کمک می‌کند تا با استرس و تأثیرات ناشی از آن کنار بیایند.

 راهبردهای مقابله به روش‌های آگاهانه و منطقی مدارا با استرس‌های موجود در زندگی اشاره دارد. این اصطلاح برای روش‌های مبارزه با استرس مورد استفاده قرار می‌گیرد (پورافکاری، 1376).

به نظر ایندلر و پارکر (1994) راهبردهای مقابله‌ای را می‌توان به سه دسته تقسیم کرد:

•           راهبرد تکلیف مدار: این راهبرد مستلزم حصول اطلاعات درباره موقعیت تنش زا و پیامدهای احتمالی آن است. افرادی که از این راهبرد استفاده می‌کنند، تلاش می‌کنند تا فعالیت‌های خود را با توجه به اهمیت آن اولویت بندی کنند و با مدیریت زمان به انجام به موقع فعالیت‌ها مباردت می‌ورزند.

•           راهبرد هیجان مدار: این راهبرد مستلزم یافتن روش‌هایی برای کنترل هیجان‌ها و تلاش برای امیدوار بودن به هنگام مواجهه با موقعیت‌های تنش زاست. افرادی که از این راهبرد استفاده می‌کنند، ضمن اینکه بر هیجانات خود کنترل دارند، ممکن است احساساتی چون خشم یا نا امیدی را نشان دهند.

•           راهبرد اجتناب مدار: این راهبرد مستلزم انکار یا کوچک شمردن موقعیت‌های تنش زاست. افرادی که از این روش استفاده می‌کنند، هشیارانه تفکرات تنش زا را واپس رانی کرده و تفکرات دیگری را جایگزین آن می‌کنند.

هنگامی‌که افراد بتوانند به طور منطقی موقعیت‌های تنش زا را طبقه بندی کنند، راهبرد تکلیف مدار بیشترین تأثیر را دارد، ولی در صورتی که افراد نتواند موقعیت‌های تنش زا را پیش بینی و برای آن راه حل‌هایی اتخاذ کنند، راهبرد هیجان مدار مؤثرتر واقع می‌شود (آیزنک ، 1995). راهبردهای مقابله‌ای مناسب از بروز بیماری‌های ناشی از استرس جلوگیری می‌کنند، اگرچه بیماری‌ها منشأ و علل مختلفی دارند، سبک زندگی و ویژگی‌های شخصیتی نیز در بروز انها دخالت دارند. روان شناسان معتقدند حتی درمان وخیم‌ترین بیماری‌های جسمانی مستلزم تغییر الگوهای پاسخ افراد است (برانون  و فیست ، 1997).

لازاروس (1982) دو راهبرد را برای مقابله با استرس پیشنهاد کرد؛ مقابله متمرکز بر مسئله و مقابله متمرکز بر هیجان.

•           مقابله متمرکز بر مسئله: راهبردهای مقابله مسئله مدار، راهبردهایی هستند که مستقیماً به موقعیت یا محرک استرس زا مربوط می‌شوند، به طوری که در نهایت آن را کاهش می هند یا برطرف می‌کنند. این شیوه‌ها عموماً همان راهبردهای مسئله گشایی هستند. بنابراین اگر شخص مسایل را بهتر حل کند، راهبردهای مقابله مسئله گشایی موثرتری را صورت بندی خواهد کرد (هافمن و همکاران،1997، ترجمه، بحیرایی و همکاران 1386). تدابیر حل مسئله شامل: تعریف مسئله، یافتن راه حل‌های گوناگون، سبک سنگین کردن راه حل‌ها به لحاظ سود و زیان آنها، انتخاب و به کار بستن راه حل انتخابی است. تدابیر حل مسئله ممکن است متوجه ی خود شخص هم بشود، به این معنا که به عوض تغییر محیط، شخص در خودش تغییری ایجاد کند: سطح آروزمندیش را تغییر دهد، هدف و محمل خشنودی دیگری در پیش گیرد یا مهارت‌های تازه یی بیاموزد. موفقیت این تدابیر به دامنه تجربیات و خویشتنداری شخص بستگی دارد (اتکینسون و همکاران، 1983، ترجمه براهنی و همکاران، 1385).

•           مقابله متمرکز بر هیجان: آدمی برای جلوگیری از فرسودگی ناشی از هیجان‌های منفی که منجر به درگیر نشدن با جریان‌های عملی مسئله است، به مقابله‌ی هیجان مدار رو می‌کند. علاوه بر این در مواجهه با مسئله های لاینحل نیز مردم به این شیوه مقابله دست می‌زنند. شیوه‌های بسیار متعددی برای مقابله با هیجان‌های منفی وجود دارد. بعضی از محققان، این شیوه‌ها را به دو دسته‌ی رفتاری و شناختی تقسیم کرده‌اند. تدابیر رفتاری عبارت است از دست زدن به تدابیر فیزیکی از قبیل ورزش یا مصرف الکل یا سایر داروها؛ خالی کردن خشم خود بر سر دیگران، و درخواست حمایت عاطفی دوستان برای دور نگه داشتن ذهن خود از مسئله و کم کردن از تهدید موجود، از راه تغییر معنای موقعیت. تدابیر روان‌شناختی غالباً شامل ارزیابی دوباره موقعیت‌هاست. طبعاً انتظار داریم بعضی تدابیر رفتاری و شناختی، انطباقی باشند و بعضی دیگر، فقط شخص را گرفتار تنش و فشار بیشتر سازد (اتکینسون و همکاران، 1983، ترجمه براهنی و همکاران، 1385).

اگر چه ما معمولاً، از راهبرد خاصی برای موقعیت‌های معینی استفاده می‌کنیم، اما رفتار مقابله‌ای متمرکز بر مسئله، در مورد حوادثی که فراتر از توانایی و کنترل ما نیستند، بهتر عمل می‌کند. گاهی می‌توانیم با اتخاذ چند فعالیت، مشکل را بهبود بخشیم و آن را برطرف کنیم. به عبارت دیگر، وقتی ما حادثه‌ای را به عنوان حادثه قابل کنترل ارزیابی می‌کنیم، تمایل به استفاده از رفتارهای مقابله‌ای متمرکز بر مسئله داریم. اما در موقعیت‌های دیگری که می‌دانیم عملکرد اثر مفیدی را به وجود نخواهد آورد یا حتی ممکن است موقعیت و مشکل را بدتر سازد، ترجیح می‌دهیم که از رفتار مقابله‌ای متمرکز بر هیجان استفاده کنیم.

تمایز میان مقابله مبتنی‌ بر مسئله و مقابله مبتنی بـر‌ هـیجان‌ حایز‌ اهمیت است. تحقیقات این مسأله را نـشان‌ می‌دهند که‌ پاسخ‌ افراد‌ بـه‌ مـقیاس‌های‌ مقابله‌ای‌ چند عامل را شکل مـی‌دهد. این‌ تحقیقات (فلکمن و لازاروس ،1986؛ کارور و شایر،1989؛ اندلر و پارکر،1990؛ کلینکه،1991؛ دیویس،2001 )بیانگر آن است که گرایش‌های مقابله‌ای ممکن است‌ یکی از این موارد را دربرداشته باشد:

مقابله فعال: فرایند اتـخاذ گـام‌های‌ مقابله‌ای به منظور از بین بـردن عـامل اسـترس‌زا یا خنثی‌ کردن تـأثیرات آن اسـت. مقابله فعال مشتمل بر اقـدام مـستقیم، افزایش تلاش و کوشش و تلاش برای اجرای یک روش مقابله‌ای است. استفاده از اصطلاح‌ مقابله ‌ فعال در واقع‌ شبیه نظریه  اصـلی لازاروس و فـولکمن (4891) است که اصطلاح مقابله مبتنی بر مـشکل‌ را بـه کار بردند.

برنامه‌ریزی: عبارت اسـت از انـدیشیدن در مـورد اینکه چگونه با عـامل استرس‌زا مقابله‌ کنیم. فرایندهای برنامه‌ریزی‌ مبتنی‌ است بر؛ درصدد اقدام عملی برآمدن، طرح‌ریزی در مورد اینکه چه اقدامات عملی انـجام گـیرد و چگونه به بهترین شکل ممکن از عـهدهء مشکل بـرآییم. این اقـدام،اقدامی مـبتنی‌ بـر‌ حل مشکل است.

 

دانلود مبانی نظری و پیشینه پژوهش با موضوع راهبردهای مقابله ای ( فصل دوم پایان نامه )






ادامه ي مطلب

امتیاز :


طبقه بندی: ،
دانلود مبانی نظری و پیشینه پژوهش با موضوع راهبردهای مقابله ای ( فصل دوم پایان نامه ),

تاريخ : 2 آبان 1395 | <-PostTime-> | نویسنده : مینا | بازدید : <-PostHit->
مبانی نظری و پیشینه پژوهش استرس و سن ( فصل دوم پایان نامه )

مبانی نظری و پیشینه پژوهش استرس و سن ( فصل دوم پایان نامه )

دانلود مبانی نظری و پیشینه پژوهش استرس و سن ( فصل دوم پایان نامه )

مبانی نظری و پیشینه پژوهش استرس و سن ( فصل دوم پایان نامه ) مبانی نظری پژوهش با موضوع استرس و سن پیشینه پژوهش با موضوع استرس و سن فصل دوم پایان نامه با موضوع استرس و سن
دسته بندی مبانی و پیشینه نظری
فرمت فایل doc
حجم فایل 52 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 62

مبانی نظری و پیشینه پژوهش استرس و سن ( فصل دوم پایان نامه )

در 62 صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت doc

توضیحات: پایان نامه و فصل دوم پایان نامه کارشناسی ارشد (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)

همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه

توضیحات نظری کامل در مورد متغیر

پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه

رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب

منبع :    انگلیسی وفارسی دارد (به شیوه APA)

نوع فایل:     WORD و قابل ویرایش با فرمت doc

 

قسمتی از متن مبانی نظری و پیشینه

چارچوب نظری پایان نامه روانشناسی با موضوع استرس و سن:

 

مقدمه

استرس جایگاه مهمی در مباحث روان‌شناسی‌ دارد و روان‌شناسان چگونگی واکنش به عوامل‌ استرس‌زا را از دیدگاه‌های مـختلف مـورد بحث و بررسی قرار داده‌اند. هانس سلیه ‌(1976) استرس را یـک واکـنش به محرک‌های محیطی تعریف می‌کند. به اعتقاد‌ لازاروس ‌ (1989) استرس‌ حالت تنش روانی است که به وسیله رویدادها و فشارهای جسمانی، روانی و اجتماعی به‌ وجود می‌آید. به بیان دیگر، هر محرکی کـه تـمامیّت زیستی، روانی و اجتماعی انسان را تـهدید کند، عامل اسـترس‌زا نامیده می‌شود و موجب‌ استرس می‌شود. می‌توان گفت کسانی که بیشتر در معرض عوامل استرس‌زا قرار دارند، برای ابتلاء به انواع ناراحتی‌های جسمانی و روانی‌ مستعدترند. تفسیر و ارزیابی ادارکی فرد از عامل استرس‌زا(استرسور)در شدت و میزان‌ اثرگذاری عامل‌ استرس‌زا‌ در انـسان نـقش به‌سزایی دارد (شفیع آبادی، 1384).

استرس به صورت پاسخ‌های متنوع بدنی(سردرد، سرگیجه، دردهای شکمی، بی‌خوابی، خستگی)، روان‌شناختی (نارضایتی از موقعیت موجود، اضطراب، تنش، بی‌قراری، افسردگی)، و رفتاری (استفاده از دارو، سیگار، داروهای اشتها آور)  متجلی می‌شود. ازاین‌رو، در استرس‌ علایمی نظیر بیم و نگرانی، نزدیک بودن خطر، ناتوانی در تمرکز حواس، احساس تنش، احساس‌ ناتوانی‌ در‌ برخورد‌ با موقعیت‌ها و سعی در‌ اجتناب‌ از‌ آنها، ناتوانی در گفتار و ناهماهنگی حـرکتی، تنش عـضلانی، افزایش ضربان قـلب و فشار خون، خشک شدن دهان، و تکرّر ادرار به خوبی‌ مشهودند. لازم به یادآوری است‌ که‌ اضطراب‌ و استرس رابطه نزدیکی دارند و اضـطراب بر‌ اثر استرس‌ حاصل می‌شود. هرچه کنترل فرد بر روی موقعیت‌ها و محرک‌های استرس‌زا بـیشتر باشد، کمتر مـضطرب مـی‌شود. به عبارت دیگر، فرد زمانی دچار اضطراب می‌شود‌ که‌ راهی‌ برای‌ کنار آمدن با عوامل استرس‌زا پیدا نکند. (شفیع آبادی، 1384).

فرد در برابر عوامل‌ اسـترس‌زا (استرسورها) می‌تواند ‌ ‌دو نـوع واکنش داشته باشد: اول پاسخ‌ به صورت ناکامی که با علائمی نظیر سردرد، اختلالات معده‌ای، آشفتگی خـواب، فشار خـون بـالا، کهیر‌ پوست‌ و در نهایت با افسردگی همراه است. دومین نوع پاسخ به صورت اضطراب‌ است‌ که با احساس بـی‌کفایتی، نبود اطمینان، ابهام در تفکر، و گاهی هراس همراه است. اضطراب شدید با نشانه‌هایی مانند تیک، کهیر پوست، تغییر صدا، و‌ کـاهش‌ وزن‌ مشخص می‌شود(مارکیدس  و کوپر ‌، 1989).

انسان در‌ همه‌جا‌ و در همه‌سنین در زمینه‌های گوناگون به نوعی دچار استرس و عوارض ناشی از آن است. همچنین مطالعات نشان داده است که نوع رویدادهایی که موجب استرس می گردد در سنین مختلف متفاوت خواهد بود. در پژوهش حاضر سعی بر این است که در مورد ویژگی دوره های مختلف زندگی و استرس های خاص آن دوره و روش های برطرف کردن آن بحث گردد.

دوران کودکی(تولد تا 12 سالگی)

آنچه افراد جامعه، در زندگی روزمره، کودکی می نامند برحسب جامعه و فرهنگی که به آن تعلق دارند متفاوت است. کودکی در ساده ترین بیان و به عنوان یک گستره سنی یکپارچه و متمایز از دوره های دیگر زندگی، به دوره ای که از تولد تا نوجوانی ادامه دارد اطلاق می گردد. دوره کودکی به سه دوره کوچکتر تقیسم می گردد:

الف) کودکی اول: کودکی نخست (از تولد تا حدود دو سالگی)

ب) کودکی دوم: کودکی میانه (ازدو تا شش-هفت سالگی)

ج)کودکی سوم: کودکی پایانی (از شش-هفت تا یازده – دوازده سالگی) (منصور، 1393).

کودکی اول(نوزادی و شیر خوارگی)

کودکی نخست به بخشی از کودکی اطلاق می گردد که از تولد تا زبان باز کردن ادامه دارد و به اعتبار فقدان طرفیت استفاده موثر از گفتار این دوره را می توان دوره پیش کلامی و به دلیل شکل گیری ساختهای ایجاد کننده امکان فهمیدن و فهماندن بدون استفاده از گفتار بنا بر سازه دریافت و واکنش براساس تجهیزات حسی-حرکتی، دوره حسی-حرکتی نامید(منصور، 1393).

حالات عاطفی کودک، ابتدا به احساس آسایش و عدم آسایش محدود می شود؛ یعنی زنمانی که در امر تغذیه کودک تاخیری افتد یا خیش باشد، برانگیخته می شود و واکنشهای عاطفی در کودک مشخص می شود. از زمانی که کودک در می یابد که وجود مادر برای ارضای نیازهایش ضروری استف اولین زمینه های آگاهی از عوامل اجتماعی نیز شکل می گیرد. در سه چهار ماهگی هیجان های خوشایند کودک به صورت شادی، خنده و صداهای مخصوص در مقابل محرک ها های مطبوع دیده می شود و اگر کودک را در اغوش بگیرند شادمان و ساکت می شود؛ یعنی نوع پاسخگویی به عوامل محیطی، ضمن بروز پاسخ های عاطفی مشاهده می شود(سیف و همکاران، 1392).

یک کودک طبیعی سه تا شش ماهه در مقابل چهره مادر یا افراد غریبه و یا حتی ماسک و مترسک لبخند می زند. در هشت ماهگی چهره اش با دیدن افراد غریبه تغییر می کند. در اواخر سال اول زندگی، پاسخ عاطفی ترس، گاه به صورت اضطراب کلی و گاه به صورت وحشت از غریبه، ترس از جدا شدن از مادر و ترس از صدای بلند بوضوح دیده می شود که بتدریج از بین می رود(سیف و همکاران، 1392).

براساس نظریه پیاژه در گستره دو سال اول زندگی، کودک به صورت فعال در بنا کردن ساختمانی توفیق حاصل می کند که محور اصلی دامنه های مختلف شکل گیری ها و دگرگونیهای روانی است. این ساختمان شناختی مراتب مختلف تحول است که کودک در زمینه عقلی تدارک می بیند و در چهارچوب روان بنه ها و کنش های درون سازی و برون سازی، از حد فعالیت های بازتابی کلی نخست و با گذار از به کارانداختن واکنش های دورانی نخستین و سپس واکنش های دورانی ثانوی به سطح کاربرد واکنش دورانی ثالث می رسد یعنی از یک ظرفیت نسبتا گسترده دریافت و واکنش یا مبادله با محیط برخوردار می شود، سرانجام به کمک روان بنه ها و تجهیزات ساختاری حسی-حرکتی به سطح ابداع یا ترکیب های جدید ذهنی نایل می آید(منصور، 1393).

کودکی دوم(کودکی میانه)

از دو تا شش هفت سالگی را باید سالهای شکل گیری کودک نامید، یعنی قدم گذاردن در راهی که با طی کردن هر بخشی از آن یک گام بزرگسالی یعنی الگوی متداول انسان جامعه امروزی نزدیکتر می شود. کودکی میانه، دوره اول کودکی را پشت سر گذاشته است، بدن او از شکل کشیده تری به خود می گیرد، حرکات وی دیگر ناآشیانه نیستند و مرتبا از تمایز یافتگی بیشتری برخوردار می شوند و بتدریج که به روش اکتشافی تازه تری دست می یابد میدان تجربه و فهم او نیز گسترده تر می شود. با آنکه تاثیر پدر و مادر هنوز در او شدید است، تاثیر دیگر بزرگسالان و همسالان بتدریج رو به فزونی می گذارد. جامعه اینک بیش از پیش کودک را زیر تاثیر خود می گیرد و ارزش های فرهنگی و معیارهای مربوط به ایفای نقش را در جامعه یکی از دو جنس مذکر یا مونث به او منتقل می کند. پس اکنون تحول را باید بیشتر به منزله حاصل تعامل کودک و جامعه نگریست(ماسن، کیگان، هوستون، و کانجر، بی تا؛ ترجمه یاسایی، 1387).

براساس نظریه پیاژه در این سطح با کودکی سروکار داریم که پیش عملیاتی است، یعنی در راه شکل گیری عملیات منطقی عینی گام بر می دارد بی آنکه بتواند از عهده انجام دادن آنها به طور کامل بر آید. اما به موازات این فعالیت عملیاتی که در نیمه راه است، کنش نمادی یا رمزی در کودک گسترش می یابد و امکان تجسم اشخاص غایب و مکان و رویداد های دور از نظر را برای وی فراهم می سازد و کودک می تواند بر مبنای این تجسمها به استدلال بپردازد(منصور، 1393).

درباره تحول عاطفی در کودکی میانه باید گفت که به موازات سه نوع تازگی در سازمان روانی، یعنی پدیدار شدن کنش رمزی، امکان تجسم براساس نظام رمزها و نشانه ها و بالاخره مبادلات فکری بین فردی از طریق زبان یعنی شکل اجتماعی شده کنش رمزی، جنبه های عواطف شهودی در شکل احساسات اجتماعی ابتدایی و نخستین احساس های اخلاقی متجلی می شوند(سیف و همکاران، 1392).

کودکی سوم (کودکی پایانی)

این دوره کودکی از شش هفت سالگی شروع می شود و تا قبل از مرحله بلوغ جسمی فرد ادامه دارد. ابتدا و انتهای این دوره با تحولات و شرایط جدیدی همراه است که تا اندازه زیادی بر شخصیت کودک و سازگاری های اجتماعی او اثر می گذارد(سیف و همکاران، 1392). در یک نگاه نخستین در بخش پایانی کودکی، پسر و دختر در بحبوحه تحول زیر تاثیر فرایند بیش از پیش مستقیم اجتماعی کردن قرار می گیرند و واسطه این عمل مدرسه است که به آنها یک دوره آموزشی نظام دار عرضه می کند(منصور، 1393). کودک در انتهای این دوره نیز بتدریج با تغییرات جسمانی و روانی مهمی روبرو می شود. این تغییرات نگرش ها، ارزش ها و رفتار کودک را به نحوی تغییر می دهد که برای او نوعی عدم تعادل و ناسازگاری را به همراه می آورد(سیف و همکاران، 1392).

کودک در این دوره وارد مرحله شناختی جدیدی می شود که پیاژه نام آن را دوره عملیات عینی یا منطق عملیاتی گذاشته است. از دیدگاه پیاژه این مرحله شناختی هم در ابتدا و هم در انتها با نوعی بحران شناختی و عقلی رو به رو است؛ این بحران در سنین هفت تا هشت سالگی توام با کاهش مرکز گرایی، اولین پیدایش تمایل به تحقیق یا توجیه منطقی و همچنین گرایش به سوس تکلم اجتماعی است که در سنین یازده تا دوازده سالگی کودک را با نوعی بحران شناختی روبه رو می سازد. به اعتقاد پیاژه کودکان در این دوره از نظر احساسات و عواطف بیشتر به بزرگسالان شباهت دارند، ولی در تفکرشان با آنها خیلی متفاوت هستند(سیف و همکاران، 1392).

از نظر تحول عاطفی در این مرحله چیزی به عنوان نگهداری احساسات نیز وجود دارد؛ و این ظرفیت موجبات دوام پذیری ارزش ها را فراهم می آورد که بدون وجود آن دائما تغییر خواهند یافت. این دوام پذیری با احساسات اخلاقی تضمین می شود. به عبارت دیگر به تدریج شاهد شکل گیری تغییرناپذیرها یا لااقل نگهداری تدریجی در قلمرو عاطفی هستیم(منصور، 1393).

 


 

قسمتی از متن منایع:

منابع فارسی

ابوالقاسمی، شهنام. (1386). روان شناسی رشد (با تاکید بر بهداشت روانی و راهکارهای تشخیصی، درمان و تربیتی). تنکابن: انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی واحد تنکابن.

احدی، حسن و جمهری، فرهاد. (1389). روان شناسی رشد: نوجوانی و بزرگسالی (جوانی میان سالی و پیری). تهران: نشر آینده درخشان.

احمدی، سید احمد. (1382). روان شناسی نوجوانان و جوانان شامل ویژگی های زیستی، شخصیتی، رفتاری، شغلی و جنسی. اصفهان: انتشارات مشعل.

بای، محبوبه. (1391). استرس ها و پریشانی های دوران نوجوانی بلوغ. پیوند، شماره 390 و 391: 63-59.

برک، لورا. (2007). روان شناسی رشد (از نوجوانی تا پایان زندگی). ترجمه یحیی سید محمدی (1387). جلد دوم، تهران:نشر ارسباران.

بیابانگرد، اسماعیل. (1389). روان شناسی نوجوان. چاپ سیزدهم، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی.

خدایاری فرد، محمد؛ و پرند، اکرم. (1390). استرس و روش های مقابله با آن. چاپ دوم، انتشارات دانشگاه تهران.

زهرا کار، کیانوش. (1387). مشاوره استرس (پیشایندها، پیامدها و راهبرهای درمانی استرس). تهران: انتشارات بال.

سلحشور، ماندانا. (1390). ترس ها و اضطراب دوران کودکی. تهران: پنجره.

سی وارد، بریان لوک. (1997). مدیریت استرس. ترجمه مهدی قراچه داغی، (1381). تهران: نشر پیکان.

سیف، سوسن؛ کدیور، پروین؛ کرمی نوری، رضا؛ لطف آبادی، حسین. (1392). روان شناسی رشد (1). تهران سمت.

شرفی، محمد رضا. (1380). جوان و بحران هویّت. تهران: سروش.  

شفیع آبادی، عبداله. (1384). نقش مشاور در کاهش استرس های دوره سالمندی. روان شناسی تربیتی، شماره 1: 104-97.

صباغیان، زهرا. (1383). راه کارهایی برای کمک به بچه ها در جهت مقابله با استرس. پیوند، شماره 304: 58-48.

کافی، سید موسی. (1389). از مجموعه حرفهای مشاور برای مامان و بابا، چگونه استرس کودکان خود را کاهش دهیم. رشت: سمام.

کهانا، گیریجا. (2001). استرس. ترجمه شقایق قندهاری. (1382). تهران: پیدایش.

لطف آبادی، حسین (1393). روان شناسی رشد (2)، نوجوانی، جوانی و بزرگسالی. تهران: سمت.

ماسن، پاول. هنری؛ کیگان، جروم؛ هوستون، آلتا کارول؛ و کانجر، جان. جین وی. (بی تا). رشد و شخصیت کودک. ترجمه مهشید یاسایی(1387). چاپ یازدهم، تهران: نشر مرکز.

ماناسیس، کارتانیا. (بی تا). کلید های مقابله با اضطراب در کودکان و نوجوانان. ترجمه فرناز فرود(1385). تهران: انتشارات صابرین.

منصور، محمود. (1393). روان شناسی ژنتیک تحول روانی از تولد تا پیری. تهران: سمت

موسوی بجنوری، سید محمد. (1378). بلوغ. مجله پژوهشنامه متین، شماره 2: 98-81.

دانلود مبانی نظری و پیشینه پژوهش استرس و سن ( فصل دوم پایان نامه )






ادامه ي مطلب

امتیاز :


طبقه بندی: ،
دانلود مبانی نظری و پیشینه پژوهش استرس و سن ( فصل دوم پایان نامه ),

تاريخ : 2 آبان 1395 | <-PostTime-> | نویسنده : مینا | بازدید : <-PostHit->
مبانی نظری و پیشینه پژوهش با موضوع اعتیاد

مبانی نظری و پیشینه پژوهش با موضوع اعتیاد

دانلود مبانی نظری و پیشینه پژوهش با موضوع اعتیاد

مبانی نظری و پیشینه پژوهش با موضوع اعتیاد  فصل دوم پایان نامه  چارچوب نظری پایان نامه روانشناسی با موضوع اعتیاد
دسته بندی مبانی و پیشینه نظری
فرمت فایل doc
حجم فایل 55 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 58

مبانی نظری و پیشینه پژوهش با موضوع اعتیاد

مبانی نظری و پیشینه پژوهش درباره اعتیاد ( فصل دوم پایان نامه ) در 58 صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت doc

  توضیحات: فصل دوم پایان نامه (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)

 

همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه

توضیحات نظری کامل در مورد متغیر

پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه

رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب

منبع :                           دارد (به شیوه APA)

نوع فایل:                      WORD و قابل ویرایش با فرمت doc

 

قسمتی از متن مبانی نظری و پیشینه

چارچوب نظری پایان نامه روانشناسی با موضوع اعتیاد:

 

2-1      اعتیاد

اعتیاد کلمه ای است عربی از ریشه عاد و به معنای چیزی را به عادت پذیرفتن و به چیزی و خوگرفتن (باوی، 1388). در چند دهه اول قرن بیستم، واژه اعتیاد به مواد شیمیایی به حالتی خاص اطلاق می شد که در اثر مصرف مواد به وجود می آمد. در سال 1931 میلادی واژه های عادت دارویی و اعتیاد دارویی به وسیله تاتوم و سیورز به عنوان واژه های جایگزین برای اعتیاد مطرح شد(گلپرور و همکاران، 1382).

تعریفی که تاتوم و سیورز از فرد معتاد و اعتیاد دارویی نمودند، عبارتند بود از:«معتاد فردی است که ماده شیمیایی خاصی را مصرف نموه و بدان وابستگی بدنی یا جسمی پیدا کند»

در سال 1964 میلادی، سازمان بهداشت جهانی به این نتیجه رسید که اصطلاح اعتیاد، دیگر جنبه علمی ندارد و وابستگی دارویی را به جای آن توصیه نمود(، گلپرور و همکاران، 1382؛ باوی، 1388).

از نظر سازمان بهداشت جهانی وابستگی به مواد  نشانگانی است که با یک الگوی رفتاری خاص آشکار می شود. با مصرف برخی ا داروها مانند، داروهای روان گردان، الگویی از رفتارهای ویژه بر رفتارهایی که قبلا ارزش بیشتری داشته اند، ارجحیت می یابند. نشانگان مورد نظر به معنی وابستگی مطلق نیست. بلکه پدیده کیفی است که به درجات مختلف، متجلی می شود(باوی، 1388). 

2-1-1           انواع وابستگی به مواد:

وابستگی به مواد به دو صورت، وابستگی جسمی و وابستگی روانی می باشد:

وابستگی جسمی: به دو شکل صورت می پذیرد:

الف) تحمل: عبارت است از نیاز به مقادیر فزاینده ای از مواد، برای رسیدن به حالت مسمومیت (یا آثار مطلوب) و یا کاهش بارز اثر مواد، با مصرف مداوم مقدار ثابتی از آن.

ب) علایم ترک: تغییر رفتاری ناسازگارانه، توام با علائم فیزیولوژیکی و شناختی است که بر اثر کاهش ماده مورد نظر در خون یا بافت های کسی که قبلا مقدار زیادی از آن را برای مدت طولانی مصرف کرده است، دیده می شود. پس از بروز نشانه های ناخوشایند ترک مصرف، شخص ممکن است برای اجتناب یا رهایی از نشانه ها دوباره   به مصرف دارو روی می آورد(باوی، 1388).

وابستگی روانی: بعضی از افراد همراه با وابستگی جسمانی، الگویی از مصرف اجباری را نشان می دهند و برخی دیگر، بدون علائم وابستگی جسمانی، علائم وابستگی روانی (اشتیاق و ولع مصرف) را نشان می دهند. که در این صورت احتمال دارد که شخص:

الف) برای قطع ماده یا کنترل آن به طور مداوم تمایل نشان دهند.

ب)شخص ممکن است برای تهیه ماده مورد نظر، مصرف آن یا رهایی از عوارض آن، وقت زیادی را صرف می کند.

ج) در برخی از موارد وابستگی به مواد، همه فعالیت های روزمره شخص بر ماده مورد نظر متمرکز شده و احتمال دارد، فعالیت های مهم اجتماعی، شغلی و تفریحی وی به دلیل مصرف مواد به شدت مختل شده یا کاهش یابد(باوی، 1388).

2-1-2  اختلالات مرتبط با مواد بر طبق DSM-5 

اختلالات مرتبط با مواد 10 طبقه مجزای داروها را در بر می گیرند: الکل؛ کافئین؛حشیش؛ مواد توهم زا؛ مواد استنشاقی؛ مواد شبه افیونی؛ داورهای آرامبخش، خواب آور، و ضد اضطراب؛ مواد محرک؛ توتون؛ و مواد دیگر(یا نامشخص). این طبقه کاملا مجزا هستند. تمام داروهایی که بیش از حد مصرف شوند از نظر فعال سازی مستقیم سیستم پاداش مغز مشترک هستند، که در تقویت رفتارها و تولید خاطرات مشارکت دارند. آنها به قدری سیستم پاداش را فعال می کنند که از فعالیت های عادی غفلت می شود. داروهایی که سوئ مصرف می شوند به جای اینکه از طریق رفتارهای انطباقی به فعال سازی سیستم پاداش دست یابند، مستقیما گذرگاه های پاداش را فعال می کنند. مکانیزم های دارویی که هر طبقه از داروها به وسیله آنها پاداش را تولید می کنند متفاوت هستند، اما داروهایی که معمولا این سیستم را فعال کرده و احساسات لذت ایجاد می کنند، اغلب نشه آور نامیده می شوند. به علاوه، افرادی که خویشتن داری کمی دارند برای مبتلا شدن به اختلالات مصرف مواد خیلی مستعد باشند، بدین معنی که منشا اختلالات مصرف مواد در برخی افراد را مدت ها قبل از شروع عملی مصرف مواد، می توان در رفتارها پیدا کرد(انجمن روانپزشکی آمریکا، 2013؛ ترجمه سید محمدی، 1393).

اختلالات مرتبط با مواد به دو گروه تقسیم شده اند: اختلالات مصرف مواد و اختلالات ناشی از مواد. اختلالات زیر را می توان با عنوان ناشی از مواد طبقه بندی کرد: مسمومیت، ترک، و اختلالات روانی دیگر ناشی از مواد / دارو (اختلالات روان پریشی، دوقطبی و اختلال مربوط، اختلالات افسردگی، اختلالات اضطرابی، وسواس فکری-عملی و اختلال مربوط، اختلال خواب، کژکاری جنسی، دلیریوم، و اختلالات عصبی-شناختی) (انجمن روانپزشکی آمریکا، 2013؛ ترجمه سید محمدی، 1393).

2-1-3                     اختلالات مصرف مواد بر طبق DSM-V

ویژگی اصلی اختلال مصرف مواد مجموعه ای از نشانه های شناختی، رفتاری، و فیزیولوژیکی است که نشان می دهد فرد با وجود مشکلات قابل ملاحظه مرتبط با مواد، مصرف مواد را ادامه می دهد.

ویژگی مهم اختلالات مصرف مواد تغییر اساسی در مدارهای مغزی است که امکان دارد بعد از مسمومیت زایی ادامه یابد، مخصوصا در افرادی که به اختلالات شدید مبتلا هستند. تاثیرات رفتاری این تغییرات مغزی ممکن است در برگشت های مکرر و اشتیاق شدید به دارو در مواقعی که افراد با محرکهای مرتبط با دارو مواجه می شوند، آشکار شوند. این تاثیرات مداوم دارو ممکن است در اثر روش های درمانی بلندمدت بهبود یابند(انجمن روانپزشکی آمریکا، 2013؛ ترجمه سید محمدی، 1393).

در مجموع، تشخیص اختلال مصرف مواد بر الگوی بیمارگون رفتارهای مرتبط با مصرف مواد استوار است. برای کمک به سازمان دهی، معیارملاک های A را می توان متناسب با دسته بندی کلی کنترل معیوب، اختلال اجتماعی، مصرف مخاطره آمیز، و ملاک های دارویی در نظر گرفت. کنترل معیوب در مورد مصرف مواد، اولین دسته بندی ملاک هاست. امکان دارد فرد ماده ای را با مقادیر بیشتر، طی مدت طولانی تر از آنچه در آغاز در نطر داشته است مصرف کند. امکان دارد فرد تمایل مداومی را به کاهش دادن یا تنظیم کردن مصرف مواد ابراز کند و بگوید تلاش های ناموفق متعددی را برای کاهش دادن یا تنظیم کردن مصرف مواد ابراز کند و بگوید تلاش های ناموفق متعددی را برای کاهش دادن یا قطع مصرف به خرج داده است. ممکن است فرد وقت زیادی را صرف بدست آوردن مواد، یا بهبود یافتن از تاثیرات آن کند. در برخی از موارد اختلالات مصرف مواد شدیدتر، تقریبا تمام فعالیت های روزانه فرد بر محور مواد می چرخد. اشتیاق با میل شدید به دارو آشکار می شود که ممکن است در هر زمانی روی دهد، اما زمانی احتمال آن بیشتر است که فرد در محیط طبیعی باشد که قبلا دارو را بدست می آورده یا مصرف می کرده است. همچنین معلوم شده است که اشتیاق شرطی شدن کلاسیک را شامل می شود و با فعال سازی ساختارهای پاداش خاص در مغز ارتباط دارد(انجمن روانپزشکی آمریکا، 2013؛ ترجمه سید محمدی، 1393).

اختلال اجتماعی دومین دسته بندی ملاک هاست. مصرف مواد عود کننده ممکن است به ناتوانی در برآوردن تعهدات نقش عمده در محل کار، مدرسه یا خانه منجر شود. امکان دارد فرد با وجود داشتن مشکلات اجتماعی یا میان فردی مداوم یا مکرر که در اثر تاثیرات مواد ایجاد و تشدید می شوند به مصرف مواد ادامه دهد. فعالیت های مهم اجتماعی، شغلی، یا تفریحی ممکن است به علت مصرف مواد رها شوند یا کاهش یابند. امکان دارد فرد از فعالیت های خانوادگی و سرگرمی ه به منظور مصرف مواد کناره گیری کند(انجمن روانپزشکی آمریکا، 2013؛ ترجمه سید محمدی، 1393).

مصرف مخاطره آمیز مواد سومین دسته بندی ملاک ها ست. این ممکن است شکل مصرف عود کننده در موقعیت هایی را به خود بگیرد که از لحاظ جسمانی خطرناک هستند. امکان دارد فرد با وجود آگاهی از اینکه مشکلات جسمانی یا روانی مداوم یا عود کننده ای دارد که احتمالا ناشی از مواد هستند یا توسط مواد تشدید می شوند، به مصرف آن ادامه می دهد.

ملاک های دارویی آخرین دسته بندی هستند. تحمل یا نیاز به افزایش قابل ملاحظه مقدار مواد برای دستیابی به تاثیر مطلوب یا کاهش چشمگیر تاثیر هنگامی که مقدار معمول مصرف شده است، مشخص می شود. اینکه تحمل تا چه اندازه ای ایجاد شود در بین افراد مختلف و در بین مواد گوناگون بسیار تفاوت دارد و ممکن است انواع تاثیرات دستگاه عصبی مرکزی را در بر داشته باشد. ترک نشانگانی است که زمانی روی می دهد که غلظت مواد در خون یا بافت در فردی که مصرف مواد زیاد و طولانی مدت داشته باشد، کاهش می یابد. فرد بعد از ایجاد نشانه های ترک، احتمالا برای کاهش دادن نشانه ها، مواد را مصرف می کند. نشانه ترک در بین طبقات مواد بسیار متفاوت هستند و برای این طبقات دارویی، مجموعه ملاک های جداگانه ای برای ترک ارایه شده اند. علایم فیزیولوژیکی ترک محسوس که به راحتی اندازه گیری می شوند در مورد الکل، مواد شبه افیونی، داروههای آرامبخش، خواب آور، و ضد اضطراب رایج هستند. علایم و نشانه های ترک در مورد مواد محرک (آمفتامین ها و کوکائین)، به علاوه توتون و حشیش، اغلب وجود دارند، ولی ممکن است کمتر اشکار باشند. بعد از مصرف مکرر فن سایکلیدین، مواد توهم زای دیگر، و مواد استنشاقی، نشانه های ترک قابل ملاحظه ای در انسان ها ثابت نشده است(انجمن روانپزشکی آمریکا، 2013؛ ترجمه سید محمدی، 1393).

2-1-4           اختلالات ناشی از مواد بر طبق DSM-5

طبقه کلی اختلالات ناشی از مواد، مسمومیت، ترک، و اختلالات روانی دیگر ناشی از مواد / داروها را شامل می شود(مثل اختلال روان پریشی ناشی از مواد/دارو، اختلال افسردگی ناشی از مواد).

2-1-4-1            مسمومیت و ترک مواد

ویژگی اصلی، ایجاد نشانگان برگشت پذیر خاص مواد به علت مصرف اخیر مواد است(ملاکA). تغییرات رفتاری یا روان شناختی مشکل آفرین مرتبط با مسمومیت که اهمیت بالینی دارند (مثل ستیزه جویی، تغییر پذیری خلق، قضاوت معیوب) ناشی از تاثیرات فیزیولوژیکی و مواد بر دستگاه عصبی مرکزی است و مدت کوتاهی بعد از مصرف مواد ایجاد می شود (ملاکB). این نشانه ها ناشی از بیماری جسمانی دیگر نیستند و با اختلال روانی دیگر بهتر توجیه نمی شوند (ملاکD). مسمومیت با مواد در بین کسانی که به اختلال مصرف مواد مبتلا هستند شایع است، اما غالبا در افراد بدون اختلال مصرف مواد نیز روی می دهد(انجمن روانپزشکی آمریکا، 2013؛ ترجمه سید محمدی، 1393).

رایج ترین تغییرات در رابطه با مسمومیت، عبارتند از اختلالات ادراک، بیداری، توجه و تفکرف قضاوت، رفتار روانی-حرکتی، و رفتار میان فردی. مسمومیت های کوتاه مدت یا «حاد» ممکن است علایم و نشانه های متفاوت با مسمومیت های مستمر یا «مزمن» داشته باشند.

ویژگی اصلی ترک، ایجاد تغییر رفتاری مشکل آفرین خاص مواد، همراه با همایند های فیزیولوژیکی و شناختی که ناشی از توقف، یا کاهش مصرف مواد زیاد و طولانی است (ملاکA). این نشانگان خاص مواد موجب ناراحتی یا اختلال قابل ملاحظه بالینی در زمینه اجتماعی، شغلی، یا زمینه های مهم دیگر عملکرد می شود(ملاک C). نشانه ها ناشی از بیماری جسمتنی دیگر نیستند و با اختلال روانی دیگر بهتر توجیه نمی شوند (ملاکD). ترک معمولا ، اما نه همیشه با اختلال مصرف مواد ارتباط دارد. اغلب افرادی که ترک کرده اند میل شدیدی به مصرف دوباره مواد یا کاهش دادن نشانه ها دارند(انجمن روانپزشکی آمریکا، 2013؛ ترجمه سید محمدی، 1393).

دانلود مبانی نظری و پیشینه پژوهش با موضوع اعتیاد






ادامه ي مطلب

امتیاز :


طبقه بندی: ،
دانلود مبانی نظری و پیشینه پژوهش با موضوع اعتیاد,

تاريخ : 2 آبان 1395 | <-PostTime-> | نویسنده : مینا | بازدید : <-PostHit->
مبانی نظری و پیشینه پژوهش بررسی درمان های هیپنوتراپی

مبانی نظری و پیشینه پژوهش بررسی درمان های هیپنوتراپی

دانلود مبانی نظری و پیشینه پژوهش بررسی درمان های هیپنوتراپی

مبانی نظری و پیشینه پژوهش بررسی درمان های هیپنوتراپی  فصل دوم پایان نامه بررسی درمان های هیپنوتراپی   بررسی درمان های هیپنوتراپی
دسته بندی مبانی و پیشینه نظری
فرمت فایل doc
حجم فایل 29 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 24

مبانی نظری و پیشینه پژوهش بررسی درمان های هیپنوتراپی 

مبانی نظری و پیشینه پژوهش بررسی درمان های هیپنوتراپی ( فصل دوم پایان نامه ) در 24 صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت doc

توضیحات: فصل دوم پایان نامه (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)

همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه

توضیحات نظری کامل در مورد متغیر

پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه

رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب

منبع :                           دارد (به شیوه APA)

نوع فایل:                      WORD و قابل ویرایش با فرمت doc

 

قسمتی از متن مبانی نظری و پیشینه

چارچوب نظری پایان نامه روانشناسی با موضوع بررسی درمان های هیپنوتراپی:

 

2-1                 هیپنوتراپی

در بخش دوم این فصل به بررسی درمان های هیپنوتراپی می پردازیم.

2-2-1           هیپنوتیزم

هیپنوتیزم در حال حاضر فعالیت بهنجار یک مغز سالم تلقی می شود که از طریق آن توجه متمرکز شده، قضاوت موشکافانه تا حدودی تعلیق شده و آگاهی محیطی کاهش می یابد. حالت خواب آلوده، به عنوان کارکرد ذهن فرد، به طور جبری توسط یک فرد خارجی قابل نمایش نیست. معهذا، هیپنوتیزور ممکن است که به کسب این حالت کمک کند و تمرکز غیر انتقادی و فشرده خود را برای تسهیل پذیرش افکار و احساسات تازه، و نتیجتا تسریع تغییر درمانی به کار ببرد. برای آزمودنی، هیپنوتیزم شبیه حالت بی ارادگی است و حرکات او اتوماتیک به نظر می رسد(سادوک و سادوک، 1938، ترجمه پور افکاری، 1390).

هیپنوتیزم یک حالت القای ارادی است که در آن میزان هشیاری و آگاهی سوژه فوق العاده افزایش می یابد. این آگاهی بر روی مطالبی متمرکز می شود که توسط هیپنوتیزور به او ارائه می شود. اگر این تمرکز بسیار شدید باشد، همانطور که در هیپنوتیزم بسیار عمیق مشاهده می شود، بعد از بیداری فرد چیزی از آن زمان به یاد نمی آورد (دارابی، 1382).

2-2-2           صفت هیپنوتیزم پذیری

میزان هیپنوتیزم پذیری شخص صفتی نسبتا ثابت در سراسر چرخه زندگی و قابل سنجش نیز می باشد. فرآیند هیپنوتیزم شدن تبدیل می کند. تجربه حالت تمرکز هیپنوتیک مستلزم تقارب سه جزء اساسی است:جذب، تجزیه، و تلقین پذیری(سادوک و سادوک، 1938، ترجمه پور افکاری، 1390).

جذب: توانایی کاستن از آگاهی محیظی است که منجر به توجه موضعی بیشتر می گردد. به طور استعاره ای آن را می توان لنز زوم روان شناختی شمرد که توجه را نسبت به یک فکر را هیجان افزایش داده و به حذف فزاینده کلی متن، حتی وقوف به زمان و مکان می انجامد(سادوک و سادوک، 1938، ترجمه پور افکاری، 1390).

تجزیه: جدا شدن از اجزای هشیاری هویت، درک، حافظه یا پاسخ حرکتی فرد با عمیق تر شدن تجربه هیپنوتیک است. نتیجه آن است که اجزای خود آگاهی، زمان، درک، و فعالیت فیزیکی بدون آگاهی هشیارانه بیمار روی می دهد و ممکن است غیر ارادی به نظر برسد(سادوک و سادوک، 1938، ترجمه پور افکاری، 1390).

تلقین پذیری: تمایل فرد هیپنوتیزم شده برای پذیرش نشانه ها و اطلاعات همراه با تعلیق نسبی قضاوت انتقادی نرمال است؛ تعلیق کامل قضاوت انتقادی موضوعی بحث انگیز است. این صفت از یک پاسخ تقریبا جبری نسبت به درونداد در فرد بسیار هیپنوتیزم پذیر تا احساس اتوماتیک بودن در فرد بسیار هیپنوتیزم پذیر تا احساس اتوماتیک بودن در فرد هیپنوتیزم پذیری کمتر تغییر پذیر است(سادوک و سادوک، 1938، ترجمه پور افکاری، 1390)..

2-2-3           تعیین میزان هیپنوتیزم پذیری

سنجش میزان هیپنوتیزم پذیری شخصی در زمینه بالینی مفید است چون تاثیر هیپنوتیزم را به عنوان یک وسیله درمانی پیش بینی می کند. این تعیین میزان هم چنین اطلاعات مفیدی در نحوه ارتباط بیماران به خودشان و محیط اجتماعی شان ارائه می کند. بیمارانی که شدیدا قابل هیپنوتیزم شدن هستند میزان بروز بالاتری از حالت خوابواره مانند خود به خودی دارند و بسیاری از آن ها به طور افراطی تحت تاثیر عقاید هیجانات قرار می گیرند که به طور متناسب مورد انتقاد تنفس قرار نمی گیرند(سادوک و سادوک، 1938، ترجمه پور افکاری، 1390).

2-2-4           رویکرد های هیپنوتیزم درمانی

در هیپنوتیزم درمانی، همانند بسیاری از رویکرد های درمانی، راهبرد ها و نظریه های زیادی وجود دارد. در این قسمت برخی از رویکردها مهم هیپنوتیزم درمانی توضیح داده می شود.

2-1-4-1            هیپنوتیزم درمانی سنتی

هدف از هیپنوتیزم درمانی سنتی ایجاد سکون و آرامش به صورت  مستقیم است. اکثر درمانگران سنتی سعی دارند که علائم تخفیف درد و یا رفع ناراحتی های روانی را، بدون کشف علل زیر بنایی آن علائم را بدست بیاورند. با این وجود برخی از درمانگران که به این رویکرد اعتقاد دارند، دریافته اند که روش های تشخیص بینش یا بینش هدایت شده که مبتنی بر ترغیب، استدلال و باز اموزی هستند، گاهی اوقات در بدست آوردن علائم تسکین درد یا رفع آلام روحی ضروری هستند. در این بخش آنان بر ارزیابی مجدد منطقی (باز سازی شناختی)  که در بر گیرنده تلقینات هیپنوتیزمی برای تغییر الگوهای فکری با علائم بالینی است تاکید دارند (دارابی، 1382).

2-1-4-2            تحلیل هیپنوتیزمی یا هیپوآنالیز

فروید کار آیی تلقین مستقیم را در درمان ناراحتی های روانی مورد سوال و تردید قرار داد. در هیپوآنالیز[ و در شرایط خلسه عمیق، دفاع ها، رویاها، و پدیده انتقال و بسیاری دیگر از مفاهیم روان کاوری مورد برررسی و تحلیل قرار می گیرد. علاوه بر این، روش های تحلیلی استاندارد از قبیل تداعی آزاد و تعبیر رویا[ در شرایط خلسه آسان تر و سریع تر صورت می گیرد. تجربه ها و پژوهش ها نشان می دهند که در شرایط هیپو آنالیز، دوره درمان بسیار کوتاه تر می شود و دلیل آن می تواند عوامل متعددی باشد. در این میان می توان به ارتباط مستقیم با ضمیر ناهشیار نام برد. در شرایط هیپنوز، بیمار مقاومت کمتری دارد و به این دلیل، بسیار آسان تر با ضمیر ناهشیار خود روبرو می شود(دارابی، 1382).

 


قسمتی از منابع فارسی:

 

منابع فارسی:

 احمدی ابهری، سید علی. (1375). هیپنوتیزم درمانی اختلالات نوروتیک. تازه های روان درمانی، شماره 5: 17-7.

انجمن روانپزشکی آمریکا . (2013). راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی(DSM-5). ترجمه یحیی سید محمدی (1393). تهران: نشر روان.

اوتمر، اکهارت و اوتمر، زیگلینده. (1933). اصول مصاحبه بالینی بر مبنای DSM.IV. IR. ترجمه مهدی نصر اصفهانی (1393). تهران: نشر فردا.

آبکوتی، رضا. (1388). اسرار خواب و هیپنوتیزم. چاپ اول، مشهد: آوای رعنا.

باوی، ساسان. (1388). اعتیاد (انواع مواد، سبب شناسی، پیشگیری، درمان).جلد اول، چاپ اول،اهواز: دانشگاه آزاد اسلامی.

پارسا نیا، زینب؛ فیروزه، مهری؛ تک فلاح، لیلا؛ محمدی سمنانی، سعید؛ جهان، الهه؛ و امامی، عاطفه. (1391). بررسی اختلالات شخصیت در افراد دارای اختلال سوء مصرف مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد. مجله علوم پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی، دوره 22، شماره 2: 156-152.

تاد، جودیت و بوهارت، ارتور سی. (بی تا). اصول روان شناسی بالینی و مشاوره. ترجمه مهرداد فیروز بخت (1392).چاپ پنجم. تهران: موسسه خدمات فرهنگی رسا.

ترقی جاه، صدیقه و نجفی، محمود. (1387). بررسی رابطه آسیب پذیری در برابر مصرف مواد و در معرض خطر خود کشی بودن با سلامت روانی و میزان بهره گیری از اعتقادات مذهبی. چهارمین سمینار سراسری بهداشت روانی دانشجویان، دانشگاه شیراز.

تکتم، کاظمینی؛ قنبری هاشم آبادی، بهرامعلی؛ مدرس غروی، مرتضی و اسماعیلی زاده، مسعود. (1390). اثر بخشی گروه درمانی شناختی رفتاری در کاهش خشم و پرخاشگری رانندگی. مجله روان شناسی بالینی، سال سوم، شماره 2 (پیاپی 10):11-1.

دانلود مبانی نظری و پیشینه پژوهش بررسی درمان های هیپنوتراپی






ادامه ي مطلب

امتیاز :


طبقه بندی: ،
دانلود مبانی نظری و پیشینه پژوهش بررسی درمان های هیپنوتراپی,

مبانی نظری و پیشینه پژوهش حساسیت زدایی از طریق حرکات چشم و پردازش مجدد (درمان با روش EMDR)

مبانی نظری و پیشینه پژوهش حساسیت زدایی از طریق حرکات چشم و پردازش مجدد (درمان با روش EMDR)

دانلود مبانی نظری و پیشینه پژوهش حساسیت زدایی از طریق حرکات چشم و پردازش مجدد  (درمان با روش EMDR)

مبانی نظری و پیشینه پژوهش حساسیت زدایی از طریق حرکات چشم و پردازش مجدد  (درمان با روش EMDR)  مبانی نظری و پیشینه پژوهش حساسیت زدایی  حساسیت زدایی از طریق حرکات چشم  حرکات چشم و پردازش مجدد  (درمان با روش EMDR)  فصل دوم پژوهش حساسیت زدایی
دسته بندی مبانی و پیشینه نظری
فرمت فایل doc
حجم فایل 30 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 24

مبانی نظری و پیشینه پژوهش حساسیت زدایی از طریق حرکات چشم و پردازش مجدد  (درمان با روش EMDR) 

حساسیت زدایی از طریق حرکات چشم و پردازش مجدد  (درمان با روش EMDR) ( فصل دوم پایان نامه )

در 24 صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت doc

توضیحات: فصل دوم پایان نامه (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)

همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه

توضیحات نظری کامل در مورد متغیر

پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه

رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب

منبع :  فارسی وانگلیسی دارد (به شیوه APA)

نوع فایل: WORD و قابل ویرایش با فرمت doc

 

قسمتی از متن مبانی نظری و پیشینه

چارچوب نظری پایان نامه روانشناسی با موضوع حساسیت زدایی از طریق حرکات چشم و پردازش مجدد  (درمان با روش EMDR):

در اینجا به بررسی و چگونگی درمان حساسیت زدایی از طریق حرکات چشم و پردازش مجدد (EMDR) می پردازیم.

2-3-1           درمان EMDR

EMDR  درمانی پیچیده و تخصصی برای غلبه بر آثار ضربه عاطفی و تجارب ناراحت کننده آن است که نخستین بار در 1978 از سوی روان شناسی به نام فرانسین شاپیرو[1] مطرح شد. او متوجه شده بود که نگرانی ها و استرس های وی با حرکت چشمانش به طرفین کاهش می یابد. دکتر شایپرو از EMDR برای مقابله با نشانه های ناخوشایندی مانند اضطراب، گناه، خشم، افسردگی، ترس، اختلالات خواب، و بازگشت به خاطرات بد ناشی از واقعه ای تکان دهنده در گذشته استفاده کرد. این شیوه مستلزم بازخوانی واقعه یا رویدادی استرس زا گذشته و برنامه ریزیی مجدد ذهن و جایگزینی باور های منفی با باورهای مثبت و آگاهانه ای است که خود فرد انتخاب می کند(شایپرور، 2001 و 2002).

2-3-2           EMDR علامت اختصاری چه کلماتی است؟

EM: (Eye Movement) یا حرکت چشم

دکتر شایپرو ابتدا معتقد بود که درمان مراجع (بیمار) فقط از طریق حرکت سریع چشم به طرفین صورت می گیرد، اما اکنون مشخص شده است که تاثیرات مثبت این شیوه از هر نوع تحریک دوگانه حسی است که می تواند حرکت متناوب چشم ها به طرفین، ضربه های متناوب انگشت بر دو دست راست و چپ بیمار، یا تغییر تن صدا در دو گوش باشد که در نهایت به تحریک متناوب نیمکره راست و چپ مفز منجر می شود. این عمل را پردازش دو گانه می نامند که مراجع را قادر به پردازش مجدد ضربه عاطفی می کند(شاپیرو و سیلک فارست، بی تا؛ ترجمه هاشمیان  و همکاران، 1379).

Desensitization) :D ): یا حساسیت زدایی که به معنای کاهش و حذف پریشانی یا اغتشاش روانی است که با خاطره یک سانحه درد آور متداعی شده است.

Reprocessing) :R): یا پردازش مجدد که به معنای جایگزینی باورهای منفی و ناسالم با باورهای مثبت و سالمتر  است.

2-3-3           کاربرد EMDR

به طور کلی اگر فشار روانی ناشی از وقایع و رویدادهای سخت زندگی کاهش نیابد یا درمان نشود، فرد دچار احساس فقدان کنترل و درماندگی می گردد. حالتی که از آن با عنوان اختلال استرس پس از سانحه یاد می شود. روش EMDR در درمان این فشارهای روانی بیشترین کاربرد را دارد. این فشارها می توانند ناشی از حوادث و وقایع تکان دهنده؛ مانند لایای طبیعی، جنایت و تجاوز جنسی، جنگ، مرگ و جدایی باشد یا رویدادهایی که کمتر آسیب زننده اند؛ مانند سرزنش های دوران کودکی و پیام های منفی والدین، که موجب احساس ناخوب بودن در فرد می شود، یا تمسخر و آزار همسالان. این روش علاوه بر این در درمان اختلالات روانی نظیر سوگ های عمیق و فراموش نشدنی، اعتیاد، حسادت بیمار گون، مشکلات ارتباطی، و عزت نفس پایین سودمند بوده است. حوزه استفاده EMDR اخیرا به درمان دردهای مزمن، تنگی نفس، آسم، و ناتوانی یادگیری نیز گسترش یافته است(شایپرو، 2001).

توجه متناوب به کار برده شده در EMDR ممکن است منجر به تسریع در یکپارچگی عملکرد خاطره و تاثیرات سازگارانه گردد. تحقیقات بسیاری بر روی کاآمدی EMDR در بهبود مشکلات ناشی از استرس و کاهش تاثیرات خاطرات ناشی از تجاوز به عنف صورت گرفته است (رنجبری پور، هاشمیان، احدی، رضابخش، و فرخی، 1393).

از آنجایی که این شیوه در درمان موارد استرس زا و آسیب های روحی و روانی استفاده می شود، ممکن است با تجربه های هیجانی شدیدی همراه باشد و به همین علت برای افرادی که نمی توانند یا نمی خواهند پریشانی و هیجانات زیاد را تحمل کنند مناسب نیست. از این رو، افرادی که ناراحتی قلبی دارند یا خانم های باردار قبل از درمان باید با پزشک خود مشورت کنند(شاپیرو و سیلک فارست، بی تا؛ ترجمه هاشمیان  و همکاران، 1379).

2-3-4                                                                                                                                                                                                                                                  طول درمان EMDR

زمان درمان به عومل متعددی بستگی دارد، از جمله نوع مشکل فرد، تاریخچه زندگی، و توانایی او در تحمل هیجانات روحی شدید. در بعضی موارد یک جلسه درمان کافی است، اما معمولا درمان از یک هفته تا یک ماه طول می کشد و در بعضی مواقع به چند سالدرمان نیاز است. به طور کلی هر چه سانحه یا حادثه پیش آمده و ضربه عاطفی حاصل از آن شدید تر باشد و جنبه های مختلف جسمی و عاطفی صدمه بیشتری دیده باشد، درمان طولانی تر خواهد بود، اما هنگامی که EMDR به درستی به کار گرفته شود زمان کلی درمان نسب به شیوه های دیگر به نحو معنادار کوتاه تر است(بارون، کیورتیسو گرینگر 1998).

 


قسمتی از منابع فارسی 

منابع فارسی:

 احمدی ابهری، سید علی. (1375). هیپنوتیزم درمانی اختلالات نوروتیک. تازه های روان درمانی، شماره 5: 17-7.

انجمن روانپزشکی آمریکا . (2013). راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی(DSM-5). ترجمه یحیی سید محمدی (1393). تهران: نشر روان.

اوتمر، اکهارت و اوتمر، زیگلینده. (1933). اصول مصاحبه بالینی بر مبنای DSM.IV. IR. ترجمه مهدی نصر اصفهانی (1393). تهران: نشر فردا.

آبکوتی، رضا. (1388). اسرار خواب و هیپنوتیزم. چاپ اول، مشهد: آوای رعنا.

باوی، ساسان. (1388). اعتیاد (انواع مواد، سبب شناسی، پیشگیری، درمان).جلد اول، چاپ اول،اهواز: دانشگاه آزاد اسلامی.

پارسا نیا، زینب؛ فیروزه، مهری؛ تک فلاح، لیلا؛ محمدی سمنانی، سعید؛ جهان، الهه؛ و امامی، عاطفه. (1391). بررسی اختلالات شخصیت در افراد دارای اختلال سوء مصرف مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد. مجله علوم پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی، دوره 22، شماره 2: 156-152.

تاد، جودیت و بوهارت، ارتور سی. (بی تا). اصول روان شناسی بالینی و مشاوره. ترجمه مهرداد فیروز بخت (1392).چاپ پنجم. تهران: موسسه خدمات فرهنگی رسا.

ترقی جاه، صدیقه و نجفی، محمود. (1387). بررسی رابطه آسیب پذیری در برابر مصرف مواد و در معرض خطر خود کشی بودن با سلامت روانی و میزان بهره گیری از اعتقادات مذهبی. چهارمین سمینار سراسری بهداشت روانی دانشجویان، دانشگاه شیراز.

تکتم، کاظمینی؛ قنبری هاشم آبادی، بهرامعلی؛ مدرس غروی، مرتضی و اسماعیلی زاده، مسعود. (1390). اثر بخشی گروه درمانی شناختی رفتاری در کاهش خشم و پرخاشگری رانندگی. مجله روان شناسی بالینی، سال سوم، شماره 2 (پیاپی 10):11-1.

جابر قادری، نسرین؛ علیلیی زند، شهین و دولت آبادی، شیوا. (1380). مقایسه دو روش درمانی حساسیت زدایی از طریق حرکت چشم و بازپروری (EMDR) و آموزش ایمن سازی در برابر استرس(SIT) در بهبود علائم آسیب دیدگی روانی کودکان آزاردیده جنسی. تازه های علوم شناختی، سال 3، شماره4: 26-16.

حبیب زاده، علی. (1380). هنجار یابی آزمون و بررسی سلامت روانی دانش آموزان 15 تا 18 ساله شهرستان قم در سال تحصیلی 80- 79. طرح پژوهشی شورای تحقیقات سازمان آموزش و پرورش استان قم.

حیدری پهلویان، احمد؛ امیرزرگر، محمد علی ؛ فرهادی نسب، عبداله؛ محجوب، حسین. (1382). بررسی مقایسه ای ویژگی های شخصیتی معتادان به مواد مخدر با افراد غیر معتاد ساکن همدان. مجله علمی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی همدان. سال دهم، شماره 2: 62-55

دارابی، جعفر. (1380). هیپنوتیزم در روان درمانی. چاپ اول، تهران: پیدایش.

 

 

دانلود مبانی نظری و پیشینه پژوهش حساسیت زدایی از طریق حرکات چشم و پردازش مجدد  (درمان با روش EMDR)






ادامه ي مطلب

امتیاز :


طبقه بندی: ،
دانلود مبانی نظری و پیشینه پژوهش حساسیت زدایی از طریق حرکات چشم و پردازش مجدد (درمان با روش EMDR),

تاريخ : 2 آبان 1395 | <-PostTime-> | نویسنده : مینا | بازدید : <-PostHit->
مبانی نظری و پیشینه پژوهش صمیمیت زناشویی

مبانی نظری و پیشینه پژوهش صمیمیت زناشویی

دانلود مبانی نظری و پیشینه پژوهش صمیمیت زناشویی

مبانی نظری و پیشینه پژوهش صمیمیت زناشویی  پژوهش صمیمیت زناشویی  فصل دوم پایان نامه صمیمیت زناشویی
دسته بندی مبانی و پیشینه نظری
فرمت فایل doc
حجم فایل 17 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 12

مبانی نظری و پیشینه پژوهش صمیمیت زناشویی ( فصل دوم پایان نامه )

 در 12 صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت doc

 توضیحات: فصل دوم پایان نامه (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)

 قسمتی از متن مبانی نظری و پیشینه

 چارچوب نظری پایان نامه روانشناسی با موضوع صمیمیت زناشویی:

 

2-1.      صمیمیت زناشویی

2-2-1.   مفهوم صمیمیت

صمیمیت به عنوان توانایی ارتباط با دیگران با حفظ فردیت تعریف می شود. اینگونه تعاریف مبتنی بر خویشتن حاکی از آن است که فرد به درجه ای از رشد فردی دست یابد تا بتواند با دیگران رابطه صمیمانه برقرار کند. صمیمیت را می توان به عنوان توانایی شناخت خود در حضور دیگران دانست که خود آگاهی و رشد هویت، برای طرفیت قابلیت شخص در جهت صمیمیت، بسیار ضروری است. مفهوم پردازی رایج از صمیمیت، سطح نزدیکی همسر، به اشتراک گذاری ارزش ها و ایده ها، فعالیت های مشترک، روابط جنسی، شناخت از یکدیگر و رفتارهای عاطفی نظیر نوازش کردن است. فردی که میزان صمیمیت بالاتری را تجربه می کند قادر است خود را به شیوه مطلوب تری در روابط عرضه کند و نیازهای خود را به شکل موثرتری به شریک و همسر خود ابراز کند. رضایت زناشویی می تواند در زوج هایی که میزان صمیمیت بالاتری دارند، بیشتر باشد یا به عبارتی، زوج هایی که صمیمیت بااتری دارند، بیشتر باشد یا به عبارتی، زوج هایی که صمیمیت بالاتری دارند ممکن است قابلیت بیشتری در مواجهه با مشکلات و تغییرات مربوط به رابطه خود، داشته باشند و در نتیجه رضایت زناشویی بالاتری را تجربه کنند (پاتریک ، سلز ، گیوردانو ، فولراد ، 2007).

بنابراین، صمیمیت در ازدواج با ارزش است‌ زیرا‌ تعهد‌ زوجین به اثبات رابطه را محکم می‌کند و به‌ طور مثبتی‌ با سـازگاری رضـایت زناشویی همراه است. صمیمت اغلب بعنوان یک فرآیند پویا توصیف می‌شود. به نظر هات فیلد  (1988) صمیمیت شامل فرآیندی است‌ که‌ در‌ آن افراد تلاش می‌کنند به یکدیگر نزدیک شوند و شباهتها و تفاوتهایشان‌ در‌ احساسات، افکار و رفتارها را کشف کنند. به نظر اسـترنبرگ ‌ (1987) صمیمیت احـساساتی است که نزدیکی، تعلق‌ و تماس را ایجاد می‌کند. اسکنارچ ‌ (1991) صمیمیت را‌ فرآیند‌ در‌ تماس بودن، درک خود و افشای خود در حضور همسر مفهوم‌سازی می‌کند. اسچافر  و اولسون ‌ (1981) صمیمیت‌ را فرآیند‌ و تجربه‌ای می‌دانند که نتیجه افشای مسائل صمیمانه و در میان گذاشتن تجارب‌ صمیمانه اسـت (به نقل از اعتمادی، 1387).

صمیمیت یک نزدیکی، تشابه و روابط شخصی عاشقانه یا هیجانی با شخص دیگر است‌ که‌ مستلزم‌ شناخت و درک عمیق از فرد دیگر و همینطور بیان افکار و احساساتی‌ است‌ که‌ نشانه‌ تشابه با یکدیگر است. صمیمیت یک فـرآیند تـعاملی اسـت. محور این فرآیند شناخت، درک، پذیرش، همدلی با احـساسات فـرد‌ دیـگر، قدردانی‌ یا پذیرش دیدگاه منحصر بفرد فرد دیگر از دنیاست. صمیمیت یک نیاز اساسی و واقعی‌ انسان‌ است، و‌ تنها یک تمایل یا آرزو نیست (باگاروزی، 2001؛ ترجمه  آتش پور و اعتمادی، 1385).

2-2-2.   نظریه‌ها و رویـکردهای صمیمیت

2-2-2-1.           مدل ترکیبی وارینگ

وارینگ‌ (1980،1983) صمیمیت همسران را بعنوان ترکیبی از هفت عنصر زیر تعریف می‌کند (به نقل از اعتمادی، 1387):

محبت یا هیجان ‌: میزانی کـه احـساسات نزدیک هیجانی بوسیله همسر بیان می‌شود. وقتی احساسات نزدیک هیجانی و محبت بین همسران ابراز می‌شود، صمیمیت‌ ایجاد‌ می‌شود.

بیانگر بودن ‌و خـودافشایی ‌: میزانی کـه افکار، عقاید، گرایشات و احساسات در درون‌ رابطه بیان می‌شود. خودافشایی با صمیمیت ارتباط مثبت دارد وقتی خودافشایی در رابـطه‌ زناشویی تـسهیل می‌شود، صمیمیت افزایش می‌یابد.

تطابق ‌: میزانی که همسران می‌توانند با یـکدیگر‌ بـصورت‌ راحـت کار و تفریح داشته‌ باشند. تطابق صمیمیت را بوسیله افزایش زمـان بـا هم بودن در فعالیتهای مشترک ایجاد می‌کند.

همبستگی‌  و تعهد : میزانی تعهد همسران نسبت به‌ رابطه‌ است.تعهد شـرط ضـروری‌ برای سایر ابعاد‌ صمیمیت‌ است،زیرا اطـمینان و اعـتماد در رابطه را تـسریع می‌کند.

روابط جـنسی‌ : میزانی کـه نیازهای جنسی مبادله و ارضاء می‌شود.ارضاء جـنسی‌ منعکس‌کننده بـیشتر با هم بودنهای شدید است‌ که‌ یک زوج تجربه می‌کنند.

دانلود مبانی نظری و پیشینه پژوهش صمیمیت زناشویی






ادامه ي مطلب

امتیاز :


طبقه بندی: ،
دانلود مبانی نظری و پیشینه پژوهش صمیمیت زناشویی,

تاريخ : 2 آبان 1395 | <-PostTime-> | نویسنده : مینا | بازدید : <-PostHit->
مبانی نظری و پیشینه پژوهش شادکامی ( فصل دوم پایان نامه )

مبانی نظری و پیشینه پژوهش شادکامی ( فصل دوم پایان نامه )

دانلود مبانی نظری و پیشینه پژوهش شادکامی ( فصل دوم پایان نامه )

مبانی نظری و پیشینه پژوهش شادکامی ( فصل دوم پایان نامه ) مبانی نظری و پیشینه پژوهش شادکامی فصل دوم پایان نامه  شادکامی
دسته بندی مبانی و پیشینه نظری
فرمت فایل doc
حجم فایل 43 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 22

مبانی نظری و پیشینه پژوهش شادکامی ( فصل دوم پایان نامه )

 در 22 صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت doc

 توضیحات: فصل دوم پایان نامه (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)

 

قسمتی از متن مبانی نظری و پیشینه

 چارچوب نظری پایان نامه روانشناسی با موضوع شادکامی:

شادکامی

تعاریف شادکامی

نشاط‌ از جـمله پدیـده‌های روان شناختی است که تحقیقات، مطالعات و بررسی‌های مختلفی را معطوف خود ساخته است. روان شناسان نظریه پرداز،‌ نشاط‌ را‌ نوعی «هیجان مثبت» می‌دانند که تأثیر ژرفی برساز‌ و کارهای جسمانی، شناختی و روانی در مکانیزم دارد و عملکرد آدمی را درزمـینه‌های مـختلف بـهبود می‌بخشد (گلدبرگ ، 1997؛ آندروز ، 1989).

شادمانی، از جمله موضوعاتی‌ است که از دیرباز اندیشمندانی نظیر ارسطو، زنون و اپیکور به آن‌ پرداخته‌اند. ارسطو، دست‌کم به سه نوع شادمانی معتقد است؛ در پایین‌ترین سطح، عقیده‌ی مردم‌ عادی است که شـادمانی را معادل موفقیت و کامیابی می‌دانند و در‌ سطح‌ بالاتر از آن، شادمانی مورد نظر ارسطو یا شادمانی ناشی از معنویت قرار می‌گیرد. روان‌شناسان، در سالهای‌ آخر قرن بیستم توجه به احساسات مثبت را آغاز کرده‌اند و روزبه‌روز به این توجه افزوده‌اند (آرگیل‌، 2001). در این فـرایند، سه‌ جـهت‌گیری‌ قابل تشخیص وجود دارد که به‌ سنجش میزان شادمانی، بررسی عوامل موثر بر شادمانی و شیوه‌های افزایش شادمانی مربوط می‌شود (کشاورزافشار، وخوش کنش، 1387).

از آنجا کـه شـادی‌ یـکی‌ از هیجانات اساسی بشر است، لذا هر کس به فراخور خود آن را تجربه‌ می‌نماید. اما‌ تـعریف‌ شـادی بـه سادگی تجربه آن نیست. افلاطون در کتاب جمهوری به سه عنصر در وجود انسان‌ اشاره‌ می‌کند که عـبارتند از: قـوه عـقل یا استدلال، احساسات و امیال‌. افلاطون شادی را حالتی از انسان می‌داند که بین این سه عـنصر تـعادل و هماهنگی‌ وجود‌ داشته‌ باشد(دیکی،1999). ارسطو شادی را زندگی معنوی می‌داند. جان لاک  و جرمی‌ بنتام مـعتقدند کـه شـادی مبتنی بر تعداد وقایع لذتبخش است. آرگیل و همکاران(1995) شادی‌ را ترکیبی از وجود عاطفه مـثبت، فقدان عـاطفه منفی و رضایت‌ از‌ زندگی می‌دانند (به نقل از شاه جعفری، عابدی، دریکوندی، 1381).

روان‌شناسان و پژوهشگران جدید‌ نیز‌ به اشکال گوناگون، به تعریف مفهوم شادکامی پرداخته‌اند به عنوان مثال، دینر و دیـنر  (1995) و آرگـیل(2001) در تعریف شادکامی، به بررسی زمینه‌یابی که‌ بر روی نمونه‌های فراوانی انجام شده، اشاره کرده و معتقدند که شادکامی، شامل حالت خوشحالی‌ یا‌ سرور(هیجانات‌ مثبت)، راضی‌ بودن از زندگی و فقدان‌ افسردگی‌ و اضطراب(عواطف منفی) است. این تعریف، شاید جامع‌تر از سایر تعاریف باشد زیـرا، مجموعه‌ی عـواطف مثبت و منفی که‌ امری درونی هستند را درنظر گرفته و در‌ بعد‌ بیرونی‌ نیز، به رضایت از زندگی اشاره دارد.

آرگیل و هـمکاران(1990) بر این باورند که، هنگامی که،از مردم پرسیده می‌شود منظور از‌ شادکامی‌ چیست؟ آنان‌ دو نوع پاسخ را ارایه می‌دهند:

الف)ممکن است حالت‌های هیجانی مثبتی مانند لذت را مـطرح کنند.

ب)یا ایـن‌که، آن‌ را‌ راضـی‌ بودن از زندگی به‌طور کلی و یا بیشتر جنبه‌های آن بدانند.

پس به نظر می‌رسد که، شادکامی‌ دسـت‌ کـم دو جز اساسی‌ عاطفی و شناختی دارد. باوجوداین شادکامی متضاد افسردگی‌ نیست، اما، نبود افسردگی دلیل لازم‌ برای‌ رسیدن‌ با شادکامی‌ است و این نـکته را بـه زیـبایی در نظریه‌ی آرجیل می‌بینیم که‌ معتقد است: اگر‌ شادکامی‌ فقط ـافسردگی باشد، نیازی به‌ اندازه‌گیری و بررسی آن نـیست، زیرا، افسردگی بـه خـوبی شناخته‌ شده است. وی باور‌ دارد‌ که، شادکامی‌ دارای سه جزء اساسی‌ است: هیجان مثبت، رضایت از زندگی و نبود هیجان‌های منفی‌ از جمله افـسردگی و اضطرب(خانزاده و همکاران، 1384).

از‌ نظر‌ هاکمن  و همکاران(1998) نیزنشاط دارای سـه بـعداساسی اسـت‌که عبارتند از:

بعد‌ جنسی؛

بعد هیجانی(عاطفی)؛

بعد شناختی(ذهنی).

فرد دارای نشاط به ندرت از نشانه‌هایی نظیر سردرد مـزمن،‌ احـساس‌ تـنیدگی و فشار جسمانی (نظیر گرفتگی عضلانی)، بی‌نظمی در کارکرد سیستم تنفسی‌ و قلبی و جز آن رنج می‌برد. چـنین‌ فـردی‌ از‌ نـظر هیجانی نیز به ندرت در دام‌ اختلالات‌ روانی، به ویژه اضطراب و افسردگی، گرفتار می‌آید. افـزون بـر آن، فرد با‌ نشاط‌ از حداکثر مهارتهای ذهنی خویش‌ در‌ جهت رشد‌ بهره‌ می‌گیرد.‌ از هـمین رو در ابـراز ایـده‌های‌ نو،‌ مسئله سیاسی، تمرکز و یادسپاری و یادآوری اطلاعات از دیگران پیشی می‌گیرد.‌ گویی‌ «فراغ خاطری» کـه نـشاط پدید می‌آورد،‌ قابلیت ذهنی و توانایی‌ مغزی‌ را برای عرضة عملکرد مثبت‌ فزونی‌ می‌بخشد(روسل ، 1994).

جامع‌ترین و در‌ عین‌ حال عملیاتی‌ترین تعریف شادمانی را وینهوون(1988) ارائه می‌دهد. به‌ نظر‌ او شـادمانی بـه قـضاوت فرد از درجه یا میزان مطلوبیت کیفیت کل در‌ زندگیش‌ اطلاق می‌گردد. به عبارت دیگر‌ شادمانی‌ بـه ایـن‌ معناست‌ که‌ فرد چقدر زندگی خود را دوست‌ دارد. در‌ تعریف وینهوون از شادمانی چند عـنصر وجـود دارد کـه به اختصار توضیح‌ داده‌ می‌شود(به نقل از شاه جعفری و همکاران، 1381).

1) میزان و درجه: واژه شادی نشان دهنده درك كمال مطلوب زندگی نیست بلكه نشان دهنده مقدار و میزان كیفی است. هنگامی كه می‌گوییم فردی شاد است، این بدین معنی است كه وی زندگی خود را بیش از آنكه نامطلوب بداند، مطلوب می‌پندارد.

2) فردی بودن: واژه شادی تنها برای تشریح حالت یك نفر قابل استفاده است و نمی‌توان آن را درباره جمع به كار گرفت.

3) ارزیابی یا قضاوت كردن: واژه شادی هنگامی استفاده می‌شود كه انسان درباره كیفیت زندگی خویش دست به یك ارزیابی كلی بزند، این قضاوت خود نشانگر یك فعالیت عقلانی است. پس شادی صرفاً مجموعه ای از لذت‌ها نیست بلكه نوعی ساخت و ساز شناختی نیز محسوب می‌شود كه افراد با كنار هم قرار دادن تجربه ها به آن می‌رسند. وین هوون از این مفهوم سازی نتیجه می‌گیرد كه واژه شادی برای افرادی كه ذهن آن‌ها از پویایی و استدلال كافی برخوردار نباشد، قابل استفاده نیست.

4) زندگی به عنوان یك كل : شادی به رضایت از كل زندگی اشاره دارد.

5) مطلوب بودن: مطلوب بودن احساس خوشایندی است كه از یك تجربه عاطفی مستقیم ناشی می‌شود و در حقیقت جزء عاطفی شادی را تشكیل می‌دهد(شهیدی، 1389).

 


 

قسمتی از منابع:

 

منابع فارسی 

اینگلهارت، رونالد. (1994). تحول فرهنگی در جامعه پیشرفته صنعتی، ترجمه مریم وتر (1382). تهران: کویر.

پروین، لورنس ای.؛ و جان، اولیور پی. (2001). شخصیت(نظریه و پژوهش). مترجمان: دکتر محمد جوادی و پروین کدیور (1386).چاپ هشتم، انتشارات آییژ.

پسندیده، عباس. (1390). نظریه توحید در شادکامی. مجله روانشناسی و دین. شماره 15، 30-5.

خانزاده، حسین؛ علی، عباس ؛ صفی خانی، لیلی. (1384). بررسی رابطه بین شخصیت و شادکامی. مجله اصلاح و تربیت، شماره 46: 24-21.

دانلود مبانی نظری و پیشینه پژوهش شادکامی ( فصل دوم پایان نامه )






ادامه ي مطلب

امتیاز :


طبقه بندی: ،
دانلود مبانی نظری و پیشینه پژوهش شادکامی ( فصل دوم پایان نامه ),

تاريخ : 2 آبان 1395 | <-PostTime-> | نویسنده : مینا | بازدید : <-PostHit->
مبانی نظری و پیشینه پژوهش با موضوع اعتیاد

مبانی نظری و پیشینه پژوهش با موضوع اعتیاد

دانلود مبانی نظری و پیشینه پژوهش با موضوع اعتیاد

مبانی نظری و پیشینه پژوهش با موضوع اعتیاد  فصل دوم پایان نامه  چارچوب نظری پایان نامه روانشناسی با موضوع اعتیاد
دسته بندی مبانی و پیشینه نظری
فرمت فایل doc
حجم فایل 55 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 58

مبانی نظری و پیشینه پژوهش با موضوع اعتیاد

مبانی نظری و پیشینه پژوهش درباره اعتیاد ( فصل دوم پایان نامه ) در 58 صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت doc

  توضیحات: فصل دوم پایان نامه (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)

 

همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه

توضیحات نظری کامل در مورد متغیر

پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه

رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب

منبع :                           دارد (به شیوه APA)

نوع فایل:                      WORD و قابل ویرایش با فرمت doc

 

قسمتی از متن مبانی نظری و پیشینه

چارچوب نظری پایان نامه روانشناسی با موضوع اعتیاد:

 

2-1      اعتیاد

اعتیاد کلمه ای است عربی از ریشه عاد و به معنای چیزی را به عادت پذیرفتن و به چیزی و خوگرفتن (باوی، 1388). در چند دهه اول قرن بیستم، واژه اعتیاد به مواد شیمیایی به حالتی خاص اطلاق می شد که در اثر مصرف مواد به وجود می آمد. در سال 1931 میلادی واژه های عادت دارویی و اعتیاد دارویی به وسیله تاتوم و سیورز به عنوان واژه های جایگزین برای اعتیاد مطرح شد(گلپرور و همکاران، 1382).

تعریفی که تاتوم و سیورز از فرد معتاد و اعتیاد دارویی نمودند، عبارتند بود از:«معتاد فردی است که ماده شیمیایی خاصی را مصرف نموه و بدان وابستگی بدنی یا جسمی پیدا کند»

در سال 1964 میلادی، سازمان بهداشت جهانی به این نتیجه رسید که اصطلاح اعتیاد، دیگر جنبه علمی ندارد و وابستگی دارویی را به جای آن توصیه نمود(، گلپرور و همکاران، 1382؛ باوی، 1388).

از نظر سازمان بهداشت جهانی وابستگی به مواد  نشانگانی است که با یک الگوی رفتاری خاص آشکار می شود. با مصرف برخی ا داروها مانند، داروهای روان گردان، الگویی از رفتارهای ویژه بر رفتارهایی که قبلا ارزش بیشتری داشته اند، ارجحیت می یابند. نشانگان مورد نظر به معنی وابستگی مطلق نیست. بلکه پدیده کیفی است که به درجات مختلف، متجلی می شود(باوی، 1388). 

2-1-1           انواع وابستگی به مواد:

وابستگی به مواد به دو صورت، وابستگی جسمی و وابستگی روانی می باشد:

وابستگی جسمی: به دو شکل صورت می پذیرد:

الف) تحمل: عبارت است از نیاز به مقادیر فزاینده ای از مواد، برای رسیدن به حالت مسمومیت (یا آثار مطلوب) و یا کاهش بارز اثر مواد، با مصرف مداوم مقدار ثابتی از آن.

ب) علایم ترک: تغییر رفتاری ناسازگارانه، توام با علائم فیزیولوژیکی و شناختی است که بر اثر کاهش ماده مورد نظر در خون یا بافت های کسی که قبلا مقدار زیادی از آن را برای مدت طولانی مصرف کرده است، دیده می شود. پس از بروز نشانه های ناخوشایند ترک مصرف، شخص ممکن است برای اجتناب یا رهایی از نشانه ها دوباره   به مصرف دارو روی می آورد(باوی، 1388).

وابستگی روانی: بعضی از افراد همراه با وابستگی جسمانی، الگویی از مصرف اجباری را نشان می دهند و برخی دیگر، بدون علائم وابستگی جسمانی، علائم وابستگی روانی (اشتیاق و ولع مصرف) را نشان می دهند. که در این صورت احتمال دارد که شخص:

الف) برای قطع ماده یا کنترل آن به طور مداوم تمایل نشان دهند.

ب)شخص ممکن است برای تهیه ماده مورد نظر، مصرف آن یا رهایی از عوارض آن، وقت زیادی را صرف می کند.

ج) در برخی از موارد وابستگی به مواد، همه فعالیت های روزمره شخص بر ماده مورد نظر متمرکز شده و احتمال دارد، فعالیت های مهم اجتماعی، شغلی و تفریحی وی به دلیل مصرف مواد به شدت مختل شده یا کاهش یابد(باوی، 1388).

2-1-2  اختلالات مرتبط با مواد بر طبق DSM-5 

اختلالات مرتبط با مواد 10 طبقه مجزای داروها را در بر می گیرند: الکل؛ کافئین؛حشیش؛ مواد توهم زا؛ مواد استنشاقی؛ مواد شبه افیونی؛ داورهای آرامبخش، خواب آور، و ضد اضطراب؛ مواد محرک؛ توتون؛ و مواد دیگر(یا نامشخص). این طبقه کاملا مجزا هستند. تمام داروهایی که بیش از حد مصرف شوند از نظر فعال سازی مستقیم سیستم پاداش مغز مشترک هستند، که در تقویت رفتارها و تولید خاطرات مشارکت دارند. آنها به قدری سیستم پاداش را فعال می کنند که از فعالیت های عادی غفلت می شود. داروهایی که سوئ مصرف می شوند به جای اینکه از طریق رفتارهای انطباقی به فعال سازی سیستم پاداش دست یابند، مستقیما گذرگاه های پاداش را فعال می کنند. مکانیزم های دارویی که هر طبقه از داروها به وسیله آنها پاداش را تولید می کنند متفاوت هستند، اما داروهایی که معمولا این سیستم را فعال کرده و احساسات لذت ایجاد می کنند، اغلب نشه آور نامیده می شوند. به علاوه، افرادی که خویشتن داری کمی دارند برای مبتلا شدن به اختلالات مصرف مواد خیلی مستعد باشند، بدین معنی که منشا اختلالات مصرف مواد در برخی افراد را مدت ها قبل از شروع عملی مصرف مواد، می توان در رفتارها پیدا کرد(انجمن روانپزشکی آمریکا، 2013؛ ترجمه سید محمدی، 1393).

اختلالات مرتبط با مواد به دو گروه تقسیم شده اند: اختلالات مصرف مواد و اختلالات ناشی از مواد. اختلالات زیر را می توان با عنوان ناشی از مواد طبقه بندی کرد: مسمومیت، ترک، و اختلالات روانی دیگر ناشی از مواد / دارو (اختلالات روان پریشی، دوقطبی و اختلال مربوط، اختلالات افسردگی، اختلالات اضطرابی، وسواس فکری-عملی و اختلال مربوط، اختلال خواب، کژکاری جنسی، دلیریوم، و اختلالات عصبی-شناختی) (انجمن روانپزشکی آمریکا، 2013؛ ترجمه سید محمدی، 1393).

2-1-3                     اختلالات مصرف مواد بر طبق DSM-V

ویژگی اصلی اختلال مصرف مواد مجموعه ای از نشانه های شناختی، رفتاری، و فیزیولوژیکی است که نشان می دهد فرد با وجود مشکلات قابل ملاحظه مرتبط با مواد، مصرف مواد را ادامه می دهد.

ویژگی مهم اختلالات مصرف مواد تغییر اساسی در مدارهای مغزی است که امکان دارد بعد از مسمومیت زایی ادامه یابد، مخصوصا در افرادی که به اختلالات شدید مبتلا هستند. تاثیرات رفتاری این تغییرات مغزی ممکن است در برگشت های مکرر و اشتیاق شدید به دارو در مواقعی که افراد با محرکهای مرتبط با دارو مواجه می شوند، آشکار شوند. این تاثیرات مداوم دارو ممکن است در اثر روش های درمانی بلندمدت بهبود یابند(انجمن روانپزشکی آمریکا، 2013؛ ترجمه سید محمدی، 1393).

در مجموع، تشخیص اختلال مصرف مواد بر الگوی بیمارگون رفتارهای مرتبط با مصرف مواد استوار است. برای کمک به سازمان دهی، معیارملاک های A را می توان متناسب با دسته بندی کلی کنترل معیوب، اختلال اجتماعی، مصرف مخاطره آمیز، و ملاک های دارویی در نظر گرفت. کنترل معیوب در مورد مصرف مواد، اولین دسته بندی ملاک هاست. امکان دارد فرد ماده ای را با مقادیر بیشتر، طی مدت طولانی تر از آنچه در آغاز در نطر داشته است مصرف کند. امکان دارد فرد تمایل مداومی را به کاهش دادن یا تنظیم کردن مصرف مواد ابراز کند و بگوید تلاش های ناموفق متعددی را برای کاهش دادن یا تنظیم کردن مصرف مواد ابراز کند و بگوید تلاش های ناموفق متعددی را برای کاهش دادن یا قطع مصرف به خرج داده است. ممکن است فرد وقت زیادی را صرف بدست آوردن مواد، یا بهبود یافتن از تاثیرات آن کند. در برخی از موارد اختلالات مصرف مواد شدیدتر، تقریبا تمام فعالیت های روزانه فرد بر محور مواد می چرخد. اشتیاق با میل شدید به دارو آشکار می شود که ممکن است در هر زمانی روی دهد، اما زمانی احتمال آن بیشتر است که فرد در محیط طبیعی باشد که قبلا دارو را بدست می آورده یا مصرف می کرده است. همچنین معلوم شده است که اشتیاق شرطی شدن کلاسیک را شامل می شود و با فعال سازی ساختارهای پاداش خاص در مغز ارتباط دارد(انجمن روانپزشکی آمریکا، 2013؛ ترجمه سید محمدی، 1393).

اختلال اجتماعی دومین دسته بندی ملاک هاست. مصرف مواد عود کننده ممکن است به ناتوانی در برآوردن تعهدات نقش عمده در محل کار، مدرسه یا خانه منجر شود. امکان دارد فرد با وجود داشتن مشکلات اجتماعی یا میان فردی مداوم یا مکرر که در اثر تاثیرات مواد ایجاد و تشدید می شوند به مصرف مواد ادامه دهد. فعالیت های مهم اجتماعی، شغلی، یا تفریحی ممکن است به علت مصرف مواد رها شوند یا کاهش یابند. امکان دارد فرد از فعالیت های خانوادگی و سرگرمی ه به منظور مصرف مواد کناره گیری کند(انجمن روانپزشکی آمریکا، 2013؛ ترجمه سید محمدی، 1393).

مصرف مخاطره آمیز مواد سومین دسته بندی ملاک ها ست. این ممکن است شکل مصرف عود کننده در موقعیت هایی را به خود بگیرد که از لحاظ جسمانی خطرناک هستند. امکان دارد فرد با وجود آگاهی از اینکه مشکلات جسمانی یا روانی مداوم یا عود کننده ای دارد که احتمالا ناشی از مواد هستند یا توسط مواد تشدید می شوند، به مصرف آن ادامه می دهد.

ملاک های دارویی آخرین دسته بندی هستند. تحمل یا نیاز به افزایش قابل ملاحظه مقدار مواد برای دستیابی به تاثیر مطلوب یا کاهش چشمگیر تاثیر هنگامی که مقدار معمول مصرف شده است، مشخص می شود. اینکه تحمل تا چه اندازه ای ایجاد شود در بین افراد مختلف و در بین مواد گوناگون بسیار تفاوت دارد و ممکن است انواع تاثیرات دستگاه عصبی مرکزی را در بر داشته باشد. ترک نشانگانی است که زمانی روی می دهد که غلظت مواد در خون یا بافت در فردی که مصرف مواد زیاد و طولانی مدت داشته باشد، کاهش می یابد. فرد بعد از ایجاد نشانه های ترک، احتمالا برای کاهش دادن نشانه ها، مواد را مصرف می کند. نشانه ترک در بین طبقات مواد بسیار متفاوت هستند و برای این طبقات دارویی، مجموعه ملاک های جداگانه ای برای ترک ارایه شده اند. علایم فیزیولوژیکی ترک محسوس که به راحتی اندازه گیری می شوند در مورد الکل، مواد شبه افیونی، داروههای آرامبخش، خواب آور، و ضد اضطراب رایج هستند. علایم و نشانه های ترک در مورد مواد محرک (آمفتامین ها و کوکائین)، به علاوه توتون و حشیش، اغلب وجود دارند، ولی ممکن است کمتر اشکار باشند. بعد از مصرف مکرر فن سایکلیدین، مواد توهم زای دیگر، و مواد استنشاقی، نشانه های ترک قابل ملاحظه ای در انسان ها ثابت نشده است(انجمن روانپزشکی آمریکا، 2013؛ ترجمه سید محمدی، 1393).

2-1-4           اختلالات ناشی از مواد بر طبق DSM-5

طبقه کلی اختلالات ناشی از مواد، مسمومیت، ترک، و اختلالات روانی دیگر ناشی از مواد / داروها را شامل می شود(مثل اختلال روان پریشی ناشی از مواد/دارو، اختلال افسردگی ناشی از مواد).

2-1-4-1            مسمومیت و ترک مواد

ویژگی اصلی، ایجاد نشانگان برگشت پذیر خاص مواد به علت مصرف اخیر مواد است(ملاکA). تغییرات رفتاری یا روان شناختی مشکل آفرین مرتبط با مسمومیت که اهمیت بالینی دارند (مثل ستیزه جویی، تغییر پذیری خلق، قضاوت معیوب) ناشی از تاثیرات فیزیولوژیکی و مواد بر دستگاه عصبی مرکزی است و مدت کوتاهی بعد از مصرف مواد ایجاد می شود (ملاکB). این نشانه ها ناشی از بیماری جسمانی دیگر نیستند و با اختلال روانی دیگر بهتر توجیه نمی شوند (ملاکD). مسمومیت با مواد در بین کسانی که به اختلال مصرف مواد مبتلا هستند شایع است، اما غالبا در افراد بدون اختلال مصرف مواد نیز روی می دهد(انجمن روانپزشکی آمریکا، 2013؛ ترجمه سید محمدی، 1393).

رایج ترین تغییرات در رابطه با مسمومیت، عبارتند از اختلالات ادراک، بیداری، توجه و تفکرف قضاوت، رفتار روانی-حرکتی، و رفتار میان فردی. مسمومیت های کوتاه مدت یا «حاد» ممکن است علایم و نشانه های متفاوت با مسمومیت های مستمر یا «مزمن» داشته باشند.

ویژگی اصلی ترک، ایجاد تغییر رفتاری مشکل آفرین خاص مواد، همراه با همایند های فیزیولوژیکی و شناختی که ناشی از توقف، یا کاهش مصرف مواد زیاد و طولانی است (ملاکA). این نشانگان خاص مواد موجب ناراحتی یا اختلال قابل ملاحظه بالینی در زمینه اجتماعی، شغلی، یا زمینه های مهم دیگر عملکرد می شود(ملاک C). نشانه ها ناشی از بیماری جسمتنی دیگر نیستند و با اختلال روانی دیگر بهتر توجیه نمی شوند (ملاکD). ترک معمولا ، اما نه همیشه با اختلال مصرف مواد ارتباط دارد. اغلب افرادی که ترک کرده اند میل شدیدی به مصرف دوباره مواد یا کاهش دادن نشانه ها دارند(انجمن روانپزشکی آمریکا، 2013؛ ترجمه سید محمدی، 1393).

دانلود مبانی نظری و پیشینه پژوهش با موضوع اعتیاد






ادامه ي مطلب

امتیاز :


طبقه بندی: ،
دانلود مبانی نظری و پیشینه پژوهش با موضوع اعتیاد,

تاريخ : 2 آبان 1395 | <-PostTime-> | نویسنده : مینا | بازدید : <-PostHit->
مبانی نظری و پیشینه پژوهش بررسی درمان های هیپنوتراپی

مبانی نظری و پیشینه پژوهش بررسی درمان های هیپنوتراپی

دانلود مبانی نظری و پیشینه پژوهش بررسی درمان های هیپنوتراپی

مبانی نظری و پیشینه پژوهش بررسی درمان های هیپنوتراپی  فصل دوم پایان نامه بررسی درمان های هیپنوتراپی   بررسی درمان های هیپنوتراپی
دسته بندی مبانی و پیشینه نظری
فرمت فایل doc
حجم فایل 29 کیلو بایت
تعداد صفحات فایل 24

مبانی نظری و پیشینه پژوهش بررسی درمان های هیپنوتراپی 

مبانی نظری و پیشینه پژوهش بررسی درمان های هیپنوتراپی ( فصل دوم پایان نامه ) در 24 صفحه ورد قابل ویرایش با فرمت doc

توضیحات: فصل دوم پایان نامه (پیشینه و مبانی نظری پژوهش)

همراه با منبع نویسی درون متنی به شیوه APA جهت استفاده فصل دو پایان نامه

توضیحات نظری کامل در مورد متغیر

پیشینه داخلی و خارجی در مورد متغیر مربوطه و متغیرهای مشابه

رفرنس نویسی و پاورقی دقیق و مناسب

منبع :                           دارد (به شیوه APA)

نوع فایل:                      WORD و قابل ویرایش با فرمت doc

 

قسمتی از متن مبانی نظری و پیشینه

چارچوب نظری پایان نامه روانشناسی با موضوع بررسی درمان های هیپنوتراپی:

 

2-1                 هیپنوتراپی

در بخش دوم این فصل به بررسی درمان های هیپنوتراپی می پردازیم.

2-2-1           هیپنوتیزم

هیپنوتیزم در حال حاضر فعالیت بهنجار یک مغز سالم تلقی می شود که از طریق آن توجه متمرکز شده، قضاوت موشکافانه تا حدودی تعلیق شده و آگاهی محیطی کاهش می یابد. حالت خواب آلوده، به عنوان کارکرد ذهن فرد، به طور جبری توسط یک فرد خارجی قابل نمایش نیست. معهذا، هیپنوتیزور ممکن است که به کسب این حالت کمک کند و تمرکز غیر انتقادی و فشرده خود را برای تسهیل پذیرش افکار و احساسات تازه، و نتیجتا تسریع تغییر درمانی به کار ببرد. برای آزمودنی، هیپنوتیزم شبیه حالت بی ارادگی است و حرکات او اتوماتیک به نظر می رسد(سادوک و سادوک، 1938، ترجمه پور افکاری، 1390).

هیپنوتیزم یک حالت القای ارادی است که در آن میزان هشیاری و آگاهی سوژه فوق العاده افزایش می یابد. این آگاهی بر روی مطالبی متمرکز می شود که توسط هیپنوتیزور به او ارائه می شود. اگر این تمرکز بسیار شدید باشد، همانطور که در هیپنوتیزم بسیار عمیق مشاهده می شود، بعد از بیداری فرد چیزی از آن زمان به یاد نمی آورد (دارابی، 1382).

2-2-2           صفت هیپنوتیزم پذیری

میزان هیپنوتیزم پذیری شخص صفتی نسبتا ثابت در سراسر چرخه زندگی و قابل سنجش نیز می باشد. فرآیند هیپنوتیزم شدن تبدیل می کند. تجربه حالت تمرکز هیپنوتیک مستلزم تقارب سه جزء اساسی است:جذب، تجزیه، و تلقین پذیری(سادوک و سادوک، 1938، ترجمه پور افکاری، 1390).

جذب: توانایی کاستن از آگاهی محیظی است که منجر به توجه موضعی بیشتر می گردد. به طور استعاره ای آن را می توان لنز زوم روان شناختی شمرد که توجه را نسبت به یک فکر را هیجان افزایش داده و به حذف فزاینده کلی متن، حتی وقوف به زمان و مکان می انجامد(سادوک و سادوک، 1938، ترجمه پور افکاری، 1390).

تجزیه: جدا شدن از اجزای هشیاری هویت، درک، حافظه یا پاسخ حرکتی فرد با عمیق تر شدن تجربه هیپنوتیک است. نتیجه آن است که اجزای خود آگاهی، زمان، درک، و فعالیت فیزیکی بدون آگاهی هشیارانه بیمار روی می دهد و ممکن است غیر ارادی به نظر برسد(سادوک و سادوک، 1938، ترجمه پور افکاری، 1390).

تلقین پذیری: تمایل فرد هیپنوتیزم شده برای پذیرش نشانه ها و اطلاعات همراه با تعلیق نسبی قضاوت انتقادی نرمال است؛ تعلیق کامل قضاوت انتقادی موضوعی بحث انگیز است. این صفت از یک پاسخ تقریبا جبری نسبت به درونداد در فرد بسیار هیپنوتیزم پذیر تا احساس اتوماتیک بودن در فرد بسیار هیپنوتیزم پذیر تا احساس اتوماتیک بودن در فرد هیپنوتیزم پذیری کمتر تغییر پذیر است(سادوک و سادوک، 1938، ترجمه پور افکاری، 1390)..

2-2-3           تعیین میزان هیپنوتیزم پذیری

سنجش میزان هیپنوتیزم پذیری شخصی در زمینه بالینی مفید است چون تاثیر هیپنوتیزم را به عنوان یک وسیله درمانی پیش بینی می کند. این تعیین میزان هم چنین اطلاعات مفیدی در نحوه ارتباط بیماران به خودشان و محیط اجتماعی شان ارائه می کند. بیمارانی که شدیدا قابل هیپنوتیزم شدن هستند میزان بروز بالاتری از حالت خوابواره مانند خود به خودی دارند و بسیاری از آن ها به طور افراطی تحت تاثیر عقاید هیجانات قرار می گیرند که به طور متناسب مورد انتقاد تنفس قرار نمی گیرند(سادوک و سادوک، 1938، ترجمه پور افکاری، 1390).

2-2-4           رویکرد های هیپنوتیزم درمانی

در هیپنوتیزم درمانی، همانند بسیاری از رویکرد های درمانی، راهبرد ها و نظریه های زیادی وجود دارد. در این قسمت برخی از رویکردها مهم هیپنوتیزم درمانی توضیح داده می شود.

2-1-4-1            هیپنوتیزم درمانی سنتی

هدف از هیپنوتیزم درمانی سنتی ایجاد سکون و آرامش به صورت  مستقیم است. اکثر درمانگران سنتی سعی دارند که علائم تخفیف درد و یا رفع ناراحتی های روانی را، بدون کشف علل زیر بنایی آن علائم را بدست بیاورند. با این وجود برخی از درمانگران که به این رویکرد اعتقاد دارند، دریافته اند که روش های تشخیص بینش یا بینش هدایت شده که مبتنی بر ترغیب، استدلال و باز اموزی هستند، گاهی اوقات در بدست آوردن علائم تسکین درد یا رفع آلام روحی ضروری هستند. در این بخش آنان بر ارزیابی مجدد منطقی (باز سازی شناختی)  که در بر گیرنده تلقینات هیپنوتیزمی برای تغییر الگوهای فکری با علائم بالینی است تاکید دارند (دارابی، 1382).

2-1-4-2            تحلیل هیپنوتیزمی یا هیپوآنالیز

فروید کار آیی تلقین مستقیم را در درمان ناراحتی های روانی مورد سوال و تردید قرار داد. در هیپوآنالیز[ و در شرایط خلسه عمیق، دفاع ها، رویاها، و پدیده انتقال و بسیاری دیگر از مفاهیم روان کاوری مورد برررسی و تحلیل قرار می گیرد. علاوه بر این، روش های تحلیلی استاندارد از قبیل تداعی آزاد و تعبیر رویا[ در شرایط خلسه آسان تر و سریع تر صورت می گیرد. تجربه ها و پژوهش ها نشان می دهند که در شرایط هیپو آنالیز، دوره درمان بسیار کوتاه تر می شود و دلیل آن می تواند عوامل متعددی باشد. در این میان می توان به ارتباط مستقیم با ضمیر ناهشیار نام برد. در شرایط هیپنوز، بیمار مقاومت کمتری دارد و به این دلیل، بسیار آسان تر با ضمیر ناهشیار خود روبرو می شود(دارابی، 1382).

 


قسمتی از منابع فارسی:

 

منابع فارسی:

 احمدی ابهری، سید علی. (1375). هیپنوتیزم درمانی اختلالات نوروتیک. تازه های روان درمانی، شماره 5: 17-7.

انجمن روانپزشکی آمریکا . (2013). راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی(DSM-5). ترجمه یحیی سید محمدی (1393). تهران: نشر روان.

اوتمر، اکهارت و اوتمر، زیگلینده. (1933). اصول مصاحبه بالینی بر مبنای DSM.IV. IR. ترجمه مهدی نصر اصفهانی (1393). تهران: نشر فردا.

آبکوتی، رضا. (1388). اسرار خواب و هیپنوتیزم. چاپ اول، مشهد: آوای رعنا.

باوی، ساسان. (1388). اعتیاد (انواع مواد، سبب شناسی، پیشگیری، درمان).جلد اول، چاپ اول،اهواز: دانشگاه آزاد اسلامی.

پارسا نیا، زینب؛ فیروزه، مهری؛ تک فلاح، لیلا؛ محمدی سمنانی، سعید؛ جهان، الهه؛ و امامی، عاطفه. (1391). بررسی اختلالات شخصیت در افراد دارای اختلال سوء مصرف مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد. مجله علوم پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی، دوره 22، شماره 2: 156-152.

تاد، جودیت و بوهارت، ارتور سی. (بی تا). اصول روان شناسی بالینی و مشاوره. ترجمه مهرداد فیروز بخت (1392).چاپ پنجم. تهران: موسسه خدمات فرهنگی رسا.

ترقی جاه، صدیقه و نجفی، محمود. (1387). بررسی رابطه آسیب پذیری در برابر مصرف مواد و در معرض خطر خود کشی بودن با سلامت روانی و میزان بهره گیری از اعتقادات مذهبی. چهارمین سمینار سراسری بهداشت روانی دانشجویان، دانشگاه شیراز.

تکتم، کاظمینی؛ قنبری هاشم آبادی، بهرامعلی؛ مدرس غروی، مرتضی و اسماعیلی زاده، مسعود. (1390). اثر بخشی گروه درمانی شناختی رفتاری در کاهش خشم و پرخاشگری رانندگی. مجله روان شناسی بالینی، سال سوم، شماره 2 (پیاپی 10):11-1.

دانلود مبانی نظری و پیشینه پژوهش بررسی درمان های هیپنوتراپی






ادامه ي مطلب

امتیاز :


طبقه بندی: ،
دانلود مبانی نظری و پیشینه پژوهش بررسی درمان های هیپنوتراپی,